پندار كسانى است كه كفر ورزيدهاند ، پس واى بر حال آن كسانى كه كفر ورزيدهاند از آتش ! بلكه آيا ما قرار مىدهيم آنان را كه ايمان آوردهاند و اعمال صالحه انجام مىدهند ، مانند آنان كه در زمين فسادكنندگانند ؟ ! بلكه آيا ما قرار مىدهيم مردمان با تقوى را بمانند مردم اهل فسق و فجور ؟ ! »
« بحث روائى » ! ؟
در تفسير « الدُّرّ المنثور » آورده است كه ابن مَنْدَه و أبو نُعَيم در كتاب « صحابه » و ابن عَساكر از طريق سُدّى صغير ، از كَلْبى ، از أبو صالح ، از ابن عبّاس تخريج حديث كردهاند كه گفت : عادت جُندَب بن زُهَير اين بود كه چون نماز مىگزارد يا روزه مىگرفت يا صدقه مىداد و آوازهاش به نيكى بر مىخاست ، خوشحال مىشد و نشاطى به وى دست مىداد ؛ و لهذا روى گفتار مردم در اين كارها مىافزود . خداوند او را مورد سرزنش قرار داد كه :
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ
بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً . »
علّامه مىفرمايند : « نظير اين مضمون در تعدادى از روايات ديگر بدون ذكر اسم وارد شده است ؛ و سزاوار است كه محمل آنها انطباق آيه بر مورد بوده باشد ، زيرا كه بعيد است پايان سورهاى از سور قرآن ، بخصوصه براى سبب خاصّى نازل شده باشد .
و نيز در « الدّرّ المنثور » از ابن أبى حاتِم ، از سعيد بن جُبَير در اين آيه وارد است كه : رسول خدا صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم گفت :
إنَّ رَبَّكُمْ يَقُولُ : أَنَا خَيْرُ شَرِيكٍ ؛ فَمَنْ أَشْرَكَ مَعِى فِى عَمَلِهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِى تَرَكْتُ الْعَمَلَ كُلَّهُ لَهُ ، وَ لَمْ أَقْبَلْ إلَّا مَا كَانَ لِى خَالِصاً . ثُمَّ قَرَأَ النَّبِىُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ [ وَ آلِهِ ] وَ سَلَّمَ :
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
.
« پروردگارتان مىگويد : من شريك پسنديده و برگزيدهاى هستم ؛ پس