يَوْمَ الْحِسابِ .
« 1 »
و خداوند مترتّب گردانيده است عدم شرك به پروردگار و عمل صالح را بر اعتقاد به معاد . به جهت آنكه اعتقاد به يگانگى و وحدانيّت خدا با شرك در عمل ، متناقض بوده و با يكدگر جمع نمىشوند . پس معبود تعالى اگر واحد باشد ، بايد واحد باشد در جميع صفاتش ؛ و از جمله وحدانيّت در معبوديّت است كه در آن شريك ندارد .
و نيز مترتّب گردانيده است اخذ به دين را بر اميد و رجاء به معاد ، نه بر علم قطعى به معاد . زيرا احتمال معاد و بازگشت به سوى او كافى مىباشد در وجوب تحذّر و اجتناب از آن به قاعده وجوب دفع ضرر محتمل . و نيز گفته شده است : مراد به لقاء ، لقاء كرامت است و آن مورد اميد و رجاء مىباشد بدون آنكه امرى قطعى بوده باشد .
و رجاى لقاى خدا را متفرّع كرده است بر قول خود :
أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
. چون رجوع مردم به سوى الله سبحانه از تماميّت معنى الوهيّت است . خداوند واجد منحصر به فرد تمام كمال مطلوب و تمام اوصاف جميله است ، و از آن جمله مىباشد فعل حقّ و حكم به عدل ؛ و اين دو امر اقتضا دارند رجوع بندگانش را به سوى او و حكم و قضاوت ميانشان .
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ * أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ .
« 2 »
« و ما آسمان و زمين و آنچه در بين آنها مىباشد را باطل نيافريدهايم . اين
هامش
( 1 ) ذيل آيه 26 ، از سوره 38 : ص
( 2 ) آيه 27 و 28 ، از سوره 38 : ص