حقّ به تمامت اسماء و صفات به او متجلّى و ظاهر است .
و آنچه گفتهاند كه كوه قاف از غايت بزرگى گرد عالم برآمده و محيط عالم است ، در حقيقتِ انسانى آن معنى ظاهر است ، چو حقيقت او چنانچه بيانش گذشت مشتمل بر تمامت حقايق عالم است و أحديّةُ الجمع ظاهر و باطن واقع شده و منتخب و خلاصهء همهء عالم اوست . و هر كه به معرفت حقيقت انسانى رسيد به موجب مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ ، « 1 » رويت و شناخت حقّ آن كس را ميسّر است كه : مَنْ رَآنِي فَقَدْ رَأَى الْحَقَّ ؛ « 2 » چنانچه هر كه به كوه
هامش
( 1 ) در تفسير « الميزان » ج 6 ، ص 182 در بحث روائى در ذيل آيهيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْآوردهاند : » در « غُرر و دُرر » آمدى روايت شده است از أمير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود : مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ .
أقول : و شيعه و عامّه از پيمبر هم روايت كردهاند . و آن حديثى است مشهور ؛ و بعضى از علماء گفتهاند : تعليق به محال است و مفادش استحالهء معرفت نفس است به خاطر استحالهء احاطهء علميّه به خداوند سبحانه . و اين گفتار مردود است اوّلًا به قول پيمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم در روايت دگر : أعْرَفُكُمْ بِنَفْسِهِ أعْرَفُكُمْ بِرَبِّه ؛ و ثانياً به اينكه اين حديث در معنى عكس نقيض قول خداوند تعالى مىباشد كه :وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ »حضرت علّامه دربارهء اين حديث بحث جامعى فرمودهاند ، و در ص 186 روايات كثيرهاى دراينباره شاهد و دليل گرفتهاند .
و اين حديث ، نيز در « مرصاد العباد » طبع بنگاه ترجمه و نشر كتاب در ص 3 ، و 174 ، و 185 ، و 413 ، و 535 آمده است
( 2 ) . در كتاب « احاديث مثنوى » طبع دوّم ، ص 62 و 63 گويد :چون مرا ديدى خدا را ديدهيى * گرد كعبه صدق برگرديدهيىمستفاد است از مضمون اين حديث :
مَنْ رَآني فَقَدْ رَأَى الْحَقَّ . ( « بخارى » ج 4 ، ص 135 ؛ « مسلم » ج 7 ، ص 54 ؛ « كنوز الحقائق » ص 125 ) مَنْ رَآني فَقَدْ رَأَى الْحَقَّ ، فَإنَّ الشَّيْطانَ لا يُتَراءى بى . ( « جامع صغير » ج 2 ، ص 170 )