تو از عالم همين لفظى شنيدى * بيا برگو كه از عالم چه ديدى ؟ !
مىفرمايد كه : از عالم كه مىگويند ، تو همين لفظى شنيدى و ندانستهاى كه عالم بسيار است . زيرا گفته شد كه : عالَم آنست كه به او چيزى دانسته شود ، و بدين معنى اشتقاق عالَم اظهر آنست كه از عِلْم است . پس تسميه موجودات به عالم بواسطهء آن است كه وسيله و آلت ادراك حقّ مىگردند همچو خاتم كه اسم چيزى است كه به آن ختم مىكنند .
و به اين معنى اطلاق عالم بر مجموع اشياء موجوده توان نمود ، و به هر مرتبهاى بلكه به هر فردى نيز توان نمود ؛ چو هر يكى آلت و وسيله ادراك حقّ مىشوند . و از اين جهت مىفرمايد كه : بيا و بگو كه از عالم چه ديدى ؟ ! و به كدام ازين عوالم رسيدهاى ؟ ! چو عوالمِ غير محسوس بسيار است ؛ و كثرت عوالم در أخبار آمده است ؛ و اشاره به تفصيل آن نموده مىفرمايد : متن :
چه دانستى ز صورت يا ز معنى ؟ * چه باشد آخرت چونست دنيا ؟ !
مىفرمايد كه از عالم صورت و معنى كه مىگويند ، چه دانستهاى ؟ ! بدان كه آنچه ادراك آن به حواسّ ظاهره مىتوان نمود صورت است و آنچه ادراك آن به حواسّ ظاهره نتوان نمود معنى است ، و غيب و شهادت نيز مىگويند .
و دنيا عبارتست از اين عالم كه نفس انسانى در او به بدن متعلّق است و بوسيلهء آلات بدنى كسب اخلاق و أعمال مىنمايند « 1 » از سيّئات و حسنات . و اين را نشئهء أُولى نيز مىخوانند . و آخرت عالمى است كه بعد از مفارقت بدن ، در آنجا مجازات اين اخلاق و أعمال مىيابد ؛ إنْ خَيْراً فَخَيْرٌ وَ إنْ شَرًّا فَشَرٌّ . « 2 »
هامش
( 1 ) نسخهء « ز » : مىنمايد .
( 2 ) ابن مالك در الفيّهء خود در باب كان آورده است :و يَحذِفونها و يبقون الخبر * و بعدَ إنْ و لَو كثيراً ذا اشتهريعنى : « در بسيارى از اوقات كان را با اسمش حذف مىكنند و خبرش را باقى مىگذارند ، و اين عمل در مورد إن و لو شرطيّتين بسيار اشتهار دارد . »
شارح الفيّه : ملّا جلال سيوطى در اينجا مىگويد : مثل قول او : « المرءُ مَجزىٌّ بعمله ، إنْ خيراً فخيرٌ . » أى : إن كان عملُهُ خيراً .
و أبو طالب در حاشيه گويد : و در بعضى از كتب « النّاسُ مَجْزيّونَ بِأعْمالِهِمْ » وارد است ، و گفته شده است : اين قول ، حديث است . ( « النّهجة المرضيّة » خطّ عبد الرّحيم ، ص 55 )