« هرآينه تحقيقاً قلب من قابليّت پذيرش هر گونه صورتى را داشت ؛ پس گاهى چراگاه آهوان گرديد ، و گاهى دير رهبانان و زاهدان تارك دنيا . »
و چيزى كه شأن و حالش اينچنين مىباشد ، فهميدن حقيقتش صعب و دانستن هويّتش مشكل است . و آنچه را كه قوم و جماعت فلاسفه از حقيقت نفس ادراك نمودند ، نيست مگر چيزهائى از ملازمات وجود نفس از جهت بدن و عوارض ادراكيّه و تحريكيّه بدن ؛ و از احوال نفس چيزى را متفطّن نگرديدهاند مگر از جهت ملحقات آن از ادراك و تحريك . و اين دو امر از چيزهائى هستند كه جميع حيوانات در آن شركت دارند .
و امّا آنچه زياده بر اين از حقيقت نفس فهميده شود كه عبارت باشد از تجرّد آن و بقاء آن پس از انقطاع تصرّفش از اين بدن ، پس آن شناخته مىشود از اينكه نفس محلّ علوم است . و اينكه علم منقسم نمىگردد ، و محلّ غير منقسم
الله شناسى (فارسى) — صفحة 153
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥٣