سلّم : اطْلُبُوا الْحَوَائِجَ عِنْدَ حِسَانِ الْوُجُوهِ « 1 » « حوائج خود را از زيبا رويان طلب كنيد . » استدلال نموده است ، و موارد حلال و موارد حرام را عقلًا و شرعاً برشمرده است و روشن ساخته است كه شرع انور اسلام بر اساس برهان عقلى ، راه تعشّق مذموم را مسدود كرده و راه تعشّق ممدوح را مفتوح نموده است . « 2 »
« رسالهء عشق » بو علىّ : خداوند و جميع موجودات امكانيّه صاحب عشق هستند
و در بحث عشق نفوس الهيّه نيز مطلب را گسترش مىدهد تا مىرساند به اينجا كه مىگويد :
» اكنون معلوم شد كه علّت اولى داراست جميع خيرات را ، و براى او امكانى هم موجود نيست . پس علّت اولى ( خداوند ) خير مطلق است هم برحسب حاقّ ذات خود و هم به اضافهء بسوى جميع موجودات . زيرا كه اوست سبب اوّل براى بقاء و قوام ممكنات و آنها شائق و عاشقند به كمالات علّت اولى . و اوست كه از جميع جهات و به تمام حيثيّات خير مطلق است .
و ما از پيش گفتيم : كسى كه ادراك نمايد خيرى را ، قهراً عاشق آن خير است . پس علّت اولى معشوق است براى نفوس متألّهه ، و آن نفوس اعمّ از آنكه
هامش
( 1 ) - در « مكاتيب الرّسول » ج 2 ، ص 614 به نقل از « كنز العمّال » آورده است : كِتابُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ إلَى عُمّالِهِ : إذا أبْرَدْتُمْ إلَىَّ بَريداً فَأبْرِدوهُ فَابْعَثوهُ حَسَنَ الْوَجْهِ حَسَنَ الاسْمِ .
( 2 ) ملّاى رومى در مثنوى خود ، ج 1 ، ص 7 ( از طبع ميرخانى ) راجع به عشق مذموم گفته است :عشقهائى كز پى رنگى بود * عشق نبود عاقبت ننگى بودو دربارهء عشق ممدوح گفته است :عشقِ آن زنده گزين كو باقى است * وز شراب جانفزايت ساقى است
عشق آن بگزين كه جمله انبياء * يافتند از عشق وى كار و كيا
تو مگو ما را بدان شه بار نيست * با كريمان كارها دشوار نيست