ماهيّتشان « 1 » قرار داده شده است . « - انتهى كلام شيخ بهائى ( ره ) .
ابتداى رساله با اين عبارت شروع مىشود :
بِاسْمِكَ اللَهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ ، سَأَلْتَ أسْعَدَكَ اللَّهُ يا عَبْدَ اللَّهِ الْفَقيهَ الْمُعْصِرىَّ ! أنْ أجْمَعَ لَكَ رِسالَةً تَتَضَمَّنُ إيضاحَ الْقَوْلِ فى الْعِشْقِ عَلَى سَبيلِ الإيجازِ فَأجَبْتُكَ - الخ .
اين رساله را در هفت فصل ترتيب داده است :
اوّل : در ذكر سريان عشق در هر يك از هويّات . دوّم : در ذكر عشق در جواهر بسيطهء غير حَيّه ، مثل هيولى و صورت و معادن و جميع جمادات . سوّم : در ذكر عشق در موجودات و اشيائى كه داراى قوّهء تغذيه دهنده مىباشند ، از جهت اين قوّه . چهارم : در ذكر وجود عشق در موجودات حيوانيّه از جهت آنكه داراى قوّهء حيوانيّه هستند . پنجم : در ذكر عشق در ظُرَفاء و جوانمردان در برابر زيبا رويان . ششم : در ذكر عشق در نفوس الهيّه . و هفتم : در خاتمه فصول كه جمعبندى و نتيجه گيرى مىكند .
اين رساله ، رساله برهانى است و مطالعهاش براى اهل نظر مفيد مىباشد . در فصل پنجم كه در « عشق ظُرَفاء و فِتيان « 2 » لِلأوْجُهِ الحِسان » است ( عشق مردم كيّس و زيرك و نيكوهيئت ، و عشق جوانمردان به صورتهاى جميل ) مطلب را گسترش داده است و به حديث نبوىّ صلّى الله عليه و آله و
هامش
( 1 ) عرفاء به ماهيّت ، عين ثابت گفتهاند ، و تعيّن هم گفتهاند ؛ و در اخبار به نام طينت كه به معنى سرشت است آمده است .
( 2 ) ظُرَفاء جمع ظريف است . ظَرُفَ - ظَرْفاً و ظَرافَةً : كانَ كَيِّساً حَسَنَ الهَيْئة ، كانَ ذَكيّاً بارعاً ، فهو ظريف ؛ ج : ظُرَفاء و ظِراف و ظُرُف و ظُرُوف و ظَريفون .
و فِتْيان جمع فَتَى است ، و هو الشّابّ الحَدَث ، السَّخىُّ الكريم ؛ ج : فِتْيان و فِتْيَة و فِتْوَة و فُتُوّ و فُتِىّ و فِتِىّ .