تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
بيان كرده است كه غايت و نهايت و مقصود اين سير و سعى و مشقّت ، اوست سبحانه و تعالى از جهت آنكه ربوبيّت از آن اوست . يعنى انسان از آنجا كه عبدى است مربوب و مملوك و مورد تدبير ، سير و سعى دارد به سوى خداوند سبحانه از آنجا كه او ربّ اوست و مالك و مدبّر امور او . زيرا عبد و بنده از جهت خود براى خود اراده و عملى ندارد . لهذا برعهده اوست كه اراده نكند و كارى را انجام ندهد مگر آنچه را كه ربّ او و مولا و آقاى او اراده كرده است و وى را بدان امر نموده است . بنابراين بنده هميشه از كيفيّت اراده و عملش مورد بازپرسى قرار خواهد گرفت . و از اينجا روشن مىشود اوّلًا گفتار او :
إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ
متضمّن حجّتى است بر معاد . به علّت آنكه دانستى ربوبيّت تمام نمىشود مگر با عبوديّت ، و عبوديّت تمام نمىشود مگر با مسؤوليّت ، و مسؤوليّت تمام نمىشود مگر با رجوع و حساب بر اعمال ، و حساب تمام نمىشود مگر با جزاء . و ثاني اً مراد از ملاقات خدا ، منتهى گشتن بدانجائى مىباشد كه حكمى جز حكم او نافذ نيست بدون آنكه حاجبى از پروردگارش وى را محجوب دارد . و ثالثاً مراد از مخاطب در آيه انسان است از جهت انسانيّت او . بنابراين ، مراد از آن جنس انسان است ، و اين بدان جهت مىباشد كه ربوبيّت وى براى تمام انسانها عموميّت دارد . « 1 » اعاظم از حكماى اسلام به ثبوت رسانيده‌اند كه ميان حضرت ربّ العزّه و ميان آفريدگانش يك نوع جذب و انجذابى وجود دارد كه از آن تعبير به عشق مىكنند .
هامش
( 1 ) « الميزان فى تفسير القرآن » ج 20 ، ص 360