جا به جا شدن را معبّد « 48 » مىگويند ، و به نظر من اصل معنى عبوديت خوارى و خضوع نيست كه چنان گفتهاند ، على رغم آن كه خوارى و خضوع از لوازم آن است ، بلكه شايسته بودن چيزى براى بهره بردارى از آن است ، يا به تعبيرى ديگر : موجود نبودن چيزى است كه مانع بهره بردارى از آن باشد ، و به همين جهت گفتهاند سفينة معبّدة يعنى كشتى در زير فرمان ، و راهها را از آن روى معبّد مىگويند كه از سوراخها و لغزشگاهها تهى است ، و گرنه همهء زمينها خاضع و خاشع و خوارند ، پس چرا به صفت معبّده معرفى نمىشوند ؟ و برده را از آن روى عبد مىخوانند كه از فرمانبردارى خواجهء خود امتناع نمىورزد ، و بدين گونه اصل معنى كلمه اطاعت و تسليم است .
پس معنى عبادت خدا و ابعاد آن چيست ؟ در اين باره حقايقى وجود دارد كه بايد آنها را بشناسيم تا چيزى از عبادت خدا دستگير ما شود .
/ 72 اولا : كسانى كه نسبت به جز خدا خشوع مىكنند ، و هواهاى خويش را خداى خود قرار مىدهند ، يا به پرستش طاغيان و مترفان مىپردازند ، يا نژاد و سنتهاى موروثى را تقديس مىكنند ، از هدف آفرينش دورند ، بدان سبب كه عبادت و پرستش خدا آزاد شدن انسان از پرستش شركايى براى خدا است ، و شايد در آيهاى كه پس از اين مىآيد اشارهاى به همين معنى بوده باشد .
أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلًا
« آيا كسانى كه كافر شدند چنان پنداشتند كه بندگان مرا ، سواى من به خدايى گيرند ، و ما جهنم را همچون منزلى براى كافران آماده كردهايم » . « 49 » و گفت سبحانه و تعالى :
يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
« اى مردم ، نعمت خدا را بر خودتان به ياد آوريد ، آيا آفرينندهاى جز
هامش
( 48 ) - القرطبى ، ج 17 ، ص 56 .
( 49 ) - الكهف / 102 .