[ 52 ] آيا چه چيز آدميان را به آن واداشت كه به اين بيم دهندهء آشكار كافر شوند ، و تا ابد زيانكار شوند ؟
طغيانى كه در جانهاى ايشان بود و همان خود محورى منفور سبب اين كار شد ، و به همين جهت آنان را مىبينيم كه نذير را به تهمتهاى متناقضى متهم سازند تا كفر خود را خوب و پسنديده جلوهگر سازند .
كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ
« و به همين گونه هيچ فرستادهاى پيش از ايشان نيامد مگر اين كه گفتند : جادوگر است يا ديوانه . » / 69 [ 53 ] اين تهمتى بود كه هدف آن طغيان و كفر است ، و همهء كافران در سراسر تاريخ آن را تكرار مىكردند ، حتى شخص خيال مىكند كه بعضى از آنان به بعضى ديگر اين اتهام را تلقين مىكردهاند ؛ ولى حقيقت آن است كه همگى آنان در آن خودخواهى طغيانگرى كه اين گونه تهمتها را به فرستادگان خدا مىزد ، با يكديگر شريك بودند .
أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ
« آيا پرداختن به آن ( اتهام ) را به يكديگر توصيه مىكردند يا بلكه قومى طاغى و گردنكش بودند . » عين تهمتى را كه قوم نوح هزاران سال پيش عليه پيامبر بزرگ خدا ( عليه السلام ) به او مىزدند ، امروز - مثلا - از كسانى مىشنويم كه با دعوت كنندگان به سوى خدا و بيم دهندگان از عذاب او مخالفت مىكنند ، و اين بدان سبب است كه بسيار چيزها در زندگى بشر تغيير پيدا كرده ، ولى جوهر وجود او و غرايزى كه در نفس و جان او وجود دارد ، هم چنان به حال خود باقى مانده است .
بنا بر اين شايسته است كه ما - كسانى كه قرآن را تلاوت مىكنيم - در اين وادى نلغزيم ، و چنان نباشيم كه هر كس را كه خوانندهء ما به خير است ، يا ما را از شر بر حذر مىدارد و بيم مىدهد ، در عقل يا در نيتش متهم سازيم .
شايد خطرناكترين شرّى كه بايد از آن پرهيز كنيم و به خدا پناه بريم تا ما را از آن خلاص كند ، همين طغيان و سركشى نهفتهء در جانمان است ( و پناه بر خدا