تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
برايش پيش آمد ، بانگى همچون بانگ وزش باد از دهان او بيرون آمد .
فَصَكَّتْ وَجْهَها
« پس دست بر صورت خود كوفت . » بر عادت زنان پير كه در مواجههء با وضعى غير محتمل ضربه‌اى به صورت خود وارد مىكنند ، او نيز چنين كرد ، ژرفى تعجب خود را از اين مژدهء بزرگ نشان داد .
وَ قالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ
« و گفت : من پير زن سترون ؟ ! » آيا ممكن است منى كه پيرم و مدتها است از سن يأس گذشته‌ام فرزندى پيدا كنم كه در جوانى از داشتن آن ناكام ماندم ؟ ! [ 30 ]
قالُوا كَذلِكَ قالَ رَبُّكِ
« گفتند : پروردگارت چنين گفت . » آرى خداوند توانا كه روزى به دست او است چنين گفت ، بدان سبب كه خواست اين حقيقت را به اثبات برساند كه او به پير زن نازايى غلامى عليم بخشيده است .
إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ
« هر آينه او حكيم عليم است . » / 49 قرآن از واكنش ابراهيم ( عليه السلام ) سخنى نگفته است ، چرا ؟ شايد بدان سبب كه فرزند پيدا كردن پير سالخورده‌اى در مثل سن او از لحاظ عقلى امكان پذير بوده ، بر عكس زنش كه در عمر خود سترون تصور مىشد ، و دليل بر اين طرز تصور آن است كه ابراهيم ( ع ) هاجر را به زنى گرفت و از او اسماعيل ( ع ) به دنيا آمد . معروف آن است كه اين فرزند همان اسحاق بوده است ، و دليل آن اين آيهء مباركهء قرآن است :
فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ
. از اين حادثه به سه بصيرت مىرسيم : اولا : اين كه خدا قادر است كه به قضاى روان و نافذ خويش سنّتهايى را كه مىشناسيم تغيير دهد ، و نيز حكمى را كه بازگشت ندارد . ثانيا : او دعاى كسى را كه از او خواستار چيزى شده ، به فضل خويش و با وسايلى ناشناخته در نزد ما اجابت مىكند ، و بر ما است كه در سخت‌ترين حالتهاى