غلام جوان مذكر تازه سبيل برآوردهاى اطلاق مىشود كه نشانهاى از كامل شدن حيويت و زندگى او است » . « 35 » اگر اين تفسير صحيح باشد ، فرشتگان او را به فرزند مذكرى بشارت دادند كه مراعات پروردگار او را به سن كمال مىرساند ، و شايد وصف كردن او به « عليم » بر اين امر دلالت كند ، چه معروف است كه غلام عليم و دانا به دنيا نمىآيد ، بلكه رشد مىكند تا چون به مرحلهء غلامى رسيد چنين شود .
چه بشارت بزرگى بود براى كسى كه به سالخوردگى رسيده بود و ، بنا بر تورات ، و گفتهء بعضى از مفسران : در آن هنگام سالهاى عمر ابراهيم از صد گذشته بود ، و زنش ساره نود سال داشت .
عمر درازى را به خواندن مردمان به سوى پروردگارش گذارند ، و جز اندكى به او ايمان نياوردند ، و اكنون كه نزديك است با زندگى وداع كند ، هيچ فكرى جز آن نداشت كه چه كس بايد مشعل دعوت مردمان را به خدا به دست گيرد ، و به آرزوهاى خواننده بزرگ به توحيد / 48 كه تقريبا در جهانى فرو رفتهء در پليدى و تاريكيهاى جاهليت تنها بود ، تحقق بخشد .
چه بشارت بزرگى بود : اين كه پروردگار براى نشان دادن مهربانى و رأفت خود به بندهاش ، و براى جاودانى شدن نام او در پسينيان ، خواهش او را اجابت كرد و پسرى را به او بخشيد و او را چندان مراعات خواهد كرد كه به سن رشد برسد ، و چنان تعليمش خواهد داد كه عليم و بسيار دانا شود .
[ 29 ] و زنش ساره اين مژده را شنيد ، شايد از آن روى كه در نزديكى مهمانان بود و به آنان خدمت مىكرد ، يا اين كه به نزد ايشان آمد و او را آگاه كردند .
فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ
« پس زنش با بانگى پيش آمد . » از شدت خوشحالى كه به او دست داده بود و تعجبى كه از شنيدن اين خبر
هامش
( 35 ) - معجم الفاظ القرآن الكريم الصادر عن المجمع العلمى ، ج 2 ، ص 272 .