آمرزش كنند و شفيع او باشند ، گفت : پس از آن ملك الموت پيوسته به او آب مىنوشاند و آرزوى خير براى او مىكند ، و از كرامت و خير خدا به او خبر مىدهد ، به همانگونه كه مادرى كودك خود را دلخوش مىسازد ، و او را با روغن و ريحان مالش مىدهد ، و خود و والدين را فدايى او مىشمارد ، گفت : و چون نفس به حلقوم رسيد ، دو فرشتهء محافظى كه با اويند مىگويند : اى ملك الموت ! با دوست ما مهربان باش و به او نرمى نما كه برادر و همنشين خوبى براى ما بود و هرگز كارى با ما نكرد كه موجب غضب خدا شود ، و چون روح او به صورت درخت خرماى سفيدى خارج شود ، آن را در ظرف سفيدى قرار مىدهند و اطراف آن را با همه گونه گلهاى بهشت مىپوشانند و بر آن مىپيچند ، و نگاهدارندگان ظرف آن را به آسمان پايين بالا مىبرند ، گفت : پس درهاى آسمان بر روى او گشوده مىشود ، و دربانان به او مىگويند : سلام خدا بر جسدى كه در آن جاى داشتى ، عمل صالح او بر ما مىگذشت و صوت شيرين قرآن خواندن او را مىشنيديم ، گفت : پس درها و دربانان آسمان به سبب فقدان او به گريه مىافتند و مىگويند : پروردگارا ! اين بندهات عمل صالح داشت و ما صوت / 467 شيرين قرآن او را مىشنيديم و مىگويند :
پروردگارا ! به جاى او بندهاى را بفرست كه به ما همان چيزها را بشنواند كه او مىشنواند ، و خدا هر چه را كه خواهد مىكند مىكند و زندگى او بدان جا رسد كه ملائكه به او خوشامد گويند و براى او شفاعت مىكنند ، و براى او آمرزش مىطلبند ، و خداوند تبارك و تعالى مىگويد : رحمت من به روح او ، و ارواح مؤمنان به ملاقات او مىآيند بدانگونه كه غايبى به ديد از غايب شدهء از خودش مىرود ، پس يكى از ايشان به ديگرى مىگويد : اين روح را به حال رنج سختى بوده است ، و پس از آن كه استراحت كرد به نزد او مىآيند و از او مىپرسند كه فلان و فلان چه كردند ، و اگر بگويد كه مرد او را به خود واگذاريد تا به هوش آيد ، چه گرفتار باشد پس
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، گفت : پس خدا مىگويد : او را به آن باز گردانيد ، كه از آنش آفريدم و به آنش بازمىگردانم و بار ديگر از آنش بيرون خواهم آورد ، گفت : پس چون تابوت او را بردارند ، فرشتگان نعش او را حمل مىكنند و به جلو