آن مىپردازد ، چنان كه در حديث آمده است كه : آن حقى شبيه باطل است ، كه به سبب عظمت شأن آن در جانهاى مردم نزديك به آن است كه هيچ كس به آن تصديق نكند ، ولى آيا مرگ با تكذيب آن منتفى مىشود ، يا امكان فرار از آن وجود دارد ؟ هرگز . . . خدا روح را مىگيرد و براى جزا روانهاش مىكند . پس اگر كسى مدّعى داشتن توانايى براى چالش با سنت جزا است ، آن را از كسى كه گرفته است باز پس گيرد ! / 465 [ 88 - 89 ] در آن هنگام كه اجل فرا مىرسد ، هر باطلى از ميان مىرود ، و تنها آن حق باقى مىماند كه رسالت خدا بشارت آن را داده است ، و آن در برابر آدميزاد تجسم پيدا مىكند ، پس آنچه خدا از آن خبر داده و گفته است كه مردمان به سه دسته تقسيم مىشوند ، ديگر گمان و دروغ يا حتى مجرد ايمان نيست ، بلكه آن را تحقق يافته در برابر خويش مشاهده مىكند . فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ « پس اگر از مقربان بوده باشد . » مقرّبان به خدا به سبب ايمان و اعمالشان . فَرَوْحٌ « پس راحتى است . » و آسايش و نيكبختى . وَ رَيْحانٌ « و گل و ريحان . » در اخبار آمده است كه آن از گلهاى بهشت است و ملك الموت مؤمن را در هنگام مرگ به بوييدن آن برمىانگيزد و او سختى جدا شدن مرگ و بيرون رفتن آن را از بدن احساس نمىكند . و مؤمن اين دو جزا را در هنگام مرگ خويش دريافت مىكند . و امام صادق ( عليه السّلام ) پس از تلاوت اين آيه گفت : « يعنى در قبرش » . وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ « و بهشت پر نعمت . » « يعنى در آخرت » ، « 167 » و در آغاز سوره ذكرى از نعمتهاى سابقين و مقربين
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 490
مساهمون: احمد آرام
ص٤٩٠
هامش
( 167 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 228 .