تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
چه در آن جسم و روح با هم اشتراك دارند . و آن اوج فهم در نزد انسان است ، و هيچ كس در آن شك نمىكند ، و حتى مثاليگران ( ايدآليستها ) و سوفسطائيان چنان مىپندارند كه نسبت به آنچه مىگويند يقين و به آن اعتماد دارند . قرآن به پروردگار آسمان سوگند ياد مىكند كه وعدهء خدا راست و حق است ، و اين كه بعث و نشور حق است ، به همان گونه كه سخن گفتن آدمى در نزد نفسش حق است .
فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ
« سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه آن حق است همانند آن كه سخن مىگوييد . » هنگامى كه سوگند به پروردگار آسمان و زمين ادا مىشود ، به فهم ما بشر نزديكتر است ، بدان جهت كه ما چيزى از ضخامت آسمان و زمين مىدانيم ، پس ناگزير بايد از اين راه به بعضى از جوانب قدرت پروردگار و تدبير او ، با شناختنش به عنوان پروردگار آسمان و زمين هدايت شويم . سپس تأكيد در اين جا بالغ و رسا است ، چه علاوه بر قسم « إنّ » و « لام » تأكيد آمده است ، و مثل زدن « حق » به « حالت نطق » بر شدت تأكيد مىافزايد . / 45 بعضى گفته‌اند كه : سخن گفتن نشانه‌اى اساسى از تمدن انسان است ، و اگر آن نبود چگونه آزموده‌ها از شخصى به شخص ديگر انتقال پيدا مىكرد و از نسلى به نسل ديگر مىرسيد . گفته‌اند : قسم براى تضمين روزى و استجابت دعا است كه ذكر آنها در آيه پيش گذشت ، و به نظر من براى تضمين همهء حقايقى است كه به دنبال يكديگر در آيات پيشين گذشت و آشكارترين آنها حقيقت جزاى در دنيا و آخرت است . [ 24 ] اين مثلى آشكار براى روزى موجود در آسمان و براى وعدهء الهام گرفتهء از داستان ابراهيم خليل ( عليه السلام ) در آن هنگام است كه فرشتگان آمدند و او را به مستجاب شدن دعايش دربارهء خودش ( با آمدن پسرى برايش ) و دربارهء قوم لوط ( با هلاك شدن كافران ) بشارت دادند . استجابت دربارهء ذريّه كه خبر آن را فرشتگان آوردند ، بزرگترين نعمتى