مگر نه اين است كه پروردگار ما با همهء جمال و جلال خود در آن متجلّى مىشود ، و چه كرامتى بالاتر از كتابى است كه آيات آن از جمال خالق و زيبايى مخلوق ، و از جلال خالق و عظمت آفرينش او پرده برمىدارد ؟
گفتهاند كه : كرم مجمل و خلاصهء صفات پسنديده است . « 136 » قرآن چگونه مىتواند كريم نباشد در صورتى كه ما را به اخلاق كريمه و آداب نيكو ترغيب مىكند ، و به عدل و آزادى و فضايل انسانى ، به همان گونه كه ما را از پليديها و پستيها و بديها و سيئات بازمىدارد ؟
چون به خودمان بازگرديم و به آنچه از دوستى خير و فضيلت در فطرت ما است ، خواهيم دانست كه قرآن كتاب پروردگار ما است ، مگر نه اين است كه ما را درست به همان چيزهايى مىخواند كه آنها را دوست مىداريم ، و بر اين اعتقاديم كه پروردگارمان آنها را دوست مىدارد ، پس چگونه به آن مىشود كفر ورزيد كه هر آيه از آن گواهى بر آن است كه از جانب خدا نازل شده است .
و سؤالى كه پيش مىآيد چنين است : به چه سبب سياق به قرآن پرداخته و به اين صورت مؤكد از آن سخن گفته است ؟
اولا : بدان سبب كه درس سابق ما را به آيات هدايت كنندهء به تصديق خالق يادآور شد . پس بديهى بود كه پس از آن بايد ذكر قرآن به ميان آيد ، زيرا كه آن راه رسيدن به شناخت آيات بود ، و بينشى براى رؤيت تجلّيات پروردگار . و آن كس كه به قرآن راه نيافته باشد ، چگونه مىتواند به دريافت و فهم حقايق آفرينش دست يابد ، و رازهاى آن را بگشايد ، و به مشاهدهء غيب آن بپردازد ، و از آنجا به سوى معرفت آفرينندهء خويش عروج كند ؟
ثانيا : بدان جهت كه تصديق خالق ، و تذكر و شكر و به دنبال آن تسبيح به نام پروردگار بزرگى كه درس پيشين به آن دعوت كرد ، جز از طريق قرآن صورت اتمام نمىپذيرد ، / 455 پس قرآن معراج سابقان است و برنامهء اصحاب اليمين ، و براى
هامش
( 136 ) - رجوع كنيد به مفردات الرّاغب .