مىاندازد ، مؤكدتر مىشود ، بدان سبب كه همه اينها از آيات و نشانههاى هدايت كنندهء به آن حقيقت است ، و زمينهاى است كه در آن عظمت و اسماء تجلّى پيدا مىكند ، پس به مدد عظمت آفرينش و حسن و زيبايى آن به نامهاى جمالى و زيباى خدا هدايت مىشويم و درمىيابيم كه او زنده و نيرومند و توانا و زيبا و رحمان است .
با ديدن آنچه در آفريدگان از صفات تحوّل و ناتوانى و سستى و محدوديّت وجود دارد ، به آن هدايت مىشويم كه از صفات جلالى خالق آگاه شويم و بدانيم كه او قدّوس و سبحانه و تعالى و واسع است ، و شايد همين مفسّر آن باشد كه چرا به ستارگان پراكندهء در فضاى گسترده و بىپايان سوگند ياد كرده است ، پس اينها با زيبايى و نظام دقيق و علاقه داشتن به زندگى موجود در زمين گوشهاى از عظمت خالق عزّ و جلّ را براى ما مكشوف مىسازند و پروردگار ما افق بشريت را گسترش مىدهد و آن را به طرف علم فضا سوق مىدهد ، ولى اين به زمان ما مربوط نمىشود كه معارف بشرى در اين ناحيه از علم پيشرفت فراوان كرده / 452 و كارشناسان و محققان بسيار در اين رشته از علم پديدار شدهاند ، بلكه به چند قرن پيش مربوط مىشود ، يعنى در زمانى كه دانش انسان در مقايسهء با آنچه امروز مىدانيم بسيار ناچيز به شمار مىرفته است ، و بلكه اگر اندك دانشى هم وجود داشته با خرافات و اباطيل برخاستهء از نادانى آميخته بوده است .
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ
« پس سوگند ياد نمىكنم به جايگاههاى ستارگان . » و نگفت ( خود نجوم ) ، از آن روى كه اين حقيقت علمى را بيان كند كه ستارگان به صورت بىنظم و ناانديشيده در آسمان پراكنده نشدهاند ، كه نادانان با نگاه ظاهرى كه به آسمان مىاندازند چنين تصور مىكنند ، بلكه همهء آنها از نظام دقيق و محكمى پيروى مىكنند كه هر ستاره جايى را اشغال مىكند كه در اين دستگاه به آن اختصاص دارد ، و بدين گونه به صورت نظامى تكامل يافته درمىآيد كه نقش مطلوب و مناسب را در جهان هستى ايفا مىكند . و در آن شك نيست كه