است .
آيا تا كنون شده است كه چيزى را گم كرده باشى و سپس دريابى كه در دست يا در جيب خودت است و تو هيچ توجهى به آن نداشته و از آن غافل بودهاى ؟
آيا مىدانى خطا در كجا است ؟ در روش بحث و جستجو است . مدت درازى در كتابخانه است يا در طبقات مختلف جا كتابيها به دنبال آن گشتى ، يا در نزد خانواده است و دوستانت ، چه آن را دور مىپنداشتى / 430 و به همين سبب گمراه شدى ، و هنگامى كه به خود بازگشتى و به جستجوى آن در نزد خود برآمدى ، آن را يافتى ، حقايق بزرگ نيز چنين است و هنگامى بشر از آنها گمراه مىشود كه در جاى دور به جستجوى آنها برخيزد ، در صورتى كه از رگ گردن به او نزديكترند . آيا داستان آن فيلسوف را شنيدهاى كه به جستجوى حقيقت در نظريات پيچيدهء علمى و فلسفى پرداخته بود ، و چون در كنار ريسندهء ريسمان با دوكش ايستاد و از او پرسيد كه چگونه پروردگارت را شناختى ، آن پير زن دوك رسيندگى را از حركت بازداشت و گفت : از اين شناختم ، و اضافه كرد كه : چون دوك را ترك كردم از چرخيدن باز ايستاد . پس چگونه ممكن است آسمان از حركت باز نايستد جز آن كه گرداننده و مدبّرى آن را بگرداند ؟ و درس پير زن به قلب او نزديكتر از همهء نظريههاى فلسفى بود ، چرا ؟ از آن روى كه با او به زبان و جدان سخن گفت . . از طريق نزديكترين چيزها به او ، به همين گونه ما در برابر حقيقت آفرينش قرار داريم ، چه كس ما را آفريد و به وجود آورد ؟ كه براى پاسخ گفتن به آن شخص خود را در برابر سه فرض مىبيند :
اولا : آيا انسان خود ايجاد كنندهء خويش بوده است تا خود آفريدگار خود باشد ؟ كه اين را نه عقل مىپذيرد و نه علم ، چه او از نطفهاى آغاز شد كه هيچ علم و ارادهاى نداشت ، سپس به تدريج رشد كرد تا كودكى شد كه هيچ قوت و قدرتى نداشت ، و نادانى وى نسبت به خود و عقل و بدنش براى آن كافى است كه وى خالق خود نبوده باشد . و چگونه مىتوانيم بگوييم كه پدر و مادر او را آفريدهاند ، در صورتى كه به يقين مىدانيم كه تحول و تكامل وى در صلب پدرش و سپس رشد
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 450
مساهمون: احمد آرام
ص٤٥٠