/ 428
ما شما را آفريديم پس چرا تصديق نمىكنيد
رهنمودهايى از آيات :
پس از فرا گرفتن دشوارترين موضوعهاى فلسفى همچون نظريهء فيض و دور و تسلسل و قانون عدم و وجود ، يكى از اين درس خواندگان بر پيره زنى گذشت كه دست به دوك مشغول رشتن پشم بود و از او پرسيد كه : مدبّر جهان را چگونه شناختى ؟ و آن پير زن دست از دستهء دوك برداشت و به فطرت و ايمان ساده و بىپيرايهء خود گفت : بدين گونه دريافتم كه جهان را مدبّر و گردانندهاى است .
ولى پرسنده چيزى از اين پاسخ درنيافت و حيران ماند ، پس پير زن لب به سخن گشود و گفت : هنگامى كه دست از دستهء دوك برمىدارم متوقف مىشود ، پس چگونه مىتواند اين زمين گردنده و آسمان برافراشته با آن همه زندگى و حركت و تحوّل كه در آن است بدون مدبّر باشد ؟ ! چنين است بسيارى از حقايقى كه در هر لحظه با آنها زندگى مىكنيم و از آنها غافليم و به هيچ وجه به عبرتهاى آنها رهبرى نمىشويم ، چه آفريده شدن و مردن و به وجود آمدن و كشت و زرع و آب و آتش همه از نزديكترين حقايق به ما است كه اگر آنها را فهم كنيم ، بزرگترين گواه و راهنما براى ما محسوب مىشوند ، و انسان بر آن توانايى دارد كه زندگى را به صورت يك مدرسه درآورد ، و نمودها و عبرتهاى آن را همچون درسهايى براى تكميل ايمان و معرفت خويش به كار برد ، / 429 و از شهود و حضور به غيب و از حاضر به مستقبل و آينده و از مخلوق به خالق هدايت شود ، ولى مشكل در كمى عبرتها نيست ، بلكه عبرت گرفتن و عبرت گيرنده كم است ، و