عذابى خوار كننده خواهند شد » . « 77 » و آنان اين را نمىدانند كه اعتماد و تكيهشان بر مال و قوه و ديگر گونههاى نعمت خطا است مگر آن گاه كه به آخرت برسند كه پشيمانى آنان را فرا مىگيرد و هيچ حيلهاى در آن روز نمىتوانند كرد و هيچ ياورى نخواهند داشت . و خداى تعالى گفت :
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ * وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ * يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ * ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ * هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ
« و اما آن كس كه نامهء عملش را به دست چپش بدهند ، مىگويد :
كاش كتابم را به من نداده بودند ! * و نمىدانستم كه حسابم چگونه است ! * كاش اين گذرنده مىبود * آنچه دارم سودى براى من ندارد * فرمانروايى من مردود از ستم بيرون رفت » . « 78 » در صفت مترفان از اهل دنيا امام على ( عليه السّلام ) گفته است :
« دنيا ايشان را به راهى كور راند و ديدههاشان را از چراغ هدايت بپوشاند . در بيراهگيش سرگردان ، و فروشدهء در نعمت آن . دنيا را پروردگار خود گرفتهاند و دنيا با آن به بازى پرداخته ، و آنان سرگرم بازى دنيا ، و آنچه را كه پس از آن است فراموش كرده » . « 79 » پرسشى كه پيش مىآيد اين كه : چرا پروردگار ما « مترفين » را به صيغهء مجهول بيان كرده و گويى چنان است / 418 كه شخص ديگرى آنان را به ترف و اتراف برانگيخته است ، و اگر امر چنين مىبوده باشد ، ديگر چرا آنها را عذاب مىدهد ؟ و پاسخ چنين است : اين خدا است كه به بندهء خود نعمت عطا مىكند ، ولى آن كه نعمت را در راه خير و فضيلت و رضوان خدا مصروف مىكند خود انسان است كه ممكن است آن را در راه پستى و زشتى مصرف كند و دچار عذاب شود ، و به تعبير ديگر : انسان قادر است كه اگر بخواهد با نعمت سراى ديگر را براى خود آباد كند ، يا دنيا را برگزيند ، و آنچه را كه در آن اتراف و افراط مىكند شخصا برگزيند .
و آخرين كلمه :
هامش
( 77 ) - آل عمران / 178 .
( 78 ) - الحاقة / 25 - 29 .
( 79 ) - نهج البلاغة ، نامهء 31 ، ص 401 .