نمىگويند » ، « 46 » كه لغت اهل بهشت است ، و عروبت مخصوص زنان خندانى است « 47 » كه در هنگام خنديدن دندانهاى ثناياشان آشكار مىشود ، و بشاش بودن جزئى از زيبايى زن به شمار مىرود ، و راغب اصفهانى گفت : و امرأة عروبة يعنى زنى كه خود به خود عفيف بودن و دوست داشتن شوهرش را آشكار مىسازد . « 48 » به قولى به معنى غنج و دلال و دلربايى است ، در روايتى از امير المؤمنين ( ع ) / 410 كه در توصيف غرفههاى فردوس گفت : « در هر غرفه هفتاد خيمه است ، در هر خيمه هفتاد تخت زرين كه پايههاى آنها از مرواريد و زبرجد است ( بنا بر اين تخت بلند است ) و پيوسته به زينهاى از زمرّد ، و بر هر فرش چهل بستر و ستبرى هر بستر چهل ذراع ، و بر هر بسترى همسرى از حور العين عربا اترابا » پس كسى گفت : يا امير المؤمنين ! از عروبت به ما خبر بده ، و او گفت كه : « زنى است دلربا ، خرسند ، شهوتانگيز كه هفتاد هزار غلام و هفتاد هزار كنيز دارد و سفيد چهره كه بر سر تاجى از مرواريد و بر گردنهايشان دستمالهايى و در دستان خود صراحى و ابريق دارند » . « 49 » در اتراب چند گفته است : على بن ابراهيم آن را به معنى داراى دندانهاى برابر دانسته است ، و به قولى : مثل هم ، و رسول ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به ام سلمه گفت : « خدا آنان را زاده شدهء با هم و برابر با يكديگر آفريد » . « 50 » معنى آشكارتر و فراگيرتر چنين است : آنان در ظاهر بدنها و در آفرينش و رفتار و جنبههاى روانى با همسران مؤمن خود هماهنگى دارند .
براى حرف لام در « لأصحاب » دو وجه است : يكى آن كه آنان را مستقيما به ما قبل آنان اتصال مىدهد و معنى مىشود : همسالى با آنان ، و ديگرى
هامش
( 46 ) - تفسير القمى ، ج 2 .
( 47 ) - المنجد ، مادهء عرب .
( 48 ) - مفردات راغب ، مادهء عرب .
( 49 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 218 .
( 50 ) - همان كتاب ، ص 219 .