ايشان بدون شك در آن مىكوشد كه ، پس از اطمينان يافتن به آن ، خود را به بهشت برساند و از ميوههاى آن لذت ببرد .
در اين جا انديشهء لطيفى مىتواند اهتمام قرآن را در خصوص بيان جنبههايى از نعيم بهشت و تشويق كردن به آن در بسيارى از جاها مورد تفسير قرار دهد ، و آن اين است كه اين همه براى مقاومت كردن فراوان در برابر بسيارى از انحرافهاى معنوى و عملى در زندگى انسان است كه از / 408 فريب خوردن از نعمتهاى دنيا و خضوع در مقابل جاذبهء آن حاصل مىشود ، و در كلام امام امير المؤمنين ( عليه السّلام ) آمده است : « پس آن كه مشتاق بهشت بود شهوتها را از دل زدود » . « 40 » [ 34 - 38 ]
وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ
« و بسترهاى افراشته . » افترش الشيء يعنى آن را لگدمال كرد ، و افترش عرضه يعنى آبروى او را برد و به ناموس او تجاوز كرد ، و فرش « 41 » در اين آيه دو دلالت دارد : يكى جمع فراش و بسترى است كه بر آن مىخوابند ، و ديگرى همسرى است كه با او در يك بستر همخوابگى مىكند ، و اين از بلاغت قرآن است كه به دو نعمت با يك كلمه اشاره مىكند . و در نصوص اسلامى اين كلمه به معنى دوم به كار رفته است . و علامهء طبرسى گفت : همسر مرد را فراش او خوانند ، و از آن است گفتهء پيغمبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) : « فرزند از آن فراش است ، و زنا كار بايد سنگسار شود » . « 42 » و امام صادق ( عليه السّلام ) در توصيف زنان بهشت گفته است : « آرى ، با هيچ يك از آنها هم بستر نمىشود ( ما يفترش ) مگر اين كه او را چنين مىيابد ( يعنى باكره ) » . « 43 » مرفوعة يعنى بلند ، و بسترى كه از زمين بلندتر باشد بهتر از آن است كه بر زمين گسترده باشد ، به همان گونه كه كلمه ارتفاع شأن و بلندى مقام را از لحاظ زيبايى و كمال مىرساند ، خواه در ظاهر فراش باشد و خواه در صاحب فراش يعنى
هامش
( 40 ) - نهج البلاغة ، كلمات قصار شمارهء 30 .
( 41 ) - المنجد ، مادهء فرش .
( 42 ) - مجمع البيان ، ج 9 ، ص 219 .
( 43 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 217 .