به فراوانى بار و برگ آنها دارد ، و درخت سدر همان درخت كنار « 29 » است و ميوه و برگ آن فوايد فراوان دارد و منظره و سايهء آن زيبا است .
در حديثى از سليم بن عامر آمده است كه گفت : اصحاب پيغمبر ( ص ) مىگفتند : اعراب و پرسشهاى آنان براى ما سودمند است ، و گفت : يك اعرابى ( عربى بيابانى ) روزى نزد پيامبر ( ص ) آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! خدا در قرآن از درختى موذى سخن گفته است ، و در بهشت نبايد درختى باشد كه به صاحب آن آزار برساند ؟ و رسول اللَّه گفت : آن درخت چيست ؟ و آن اعرابى گفت كه آن درخت سدر است كه خارهاى موذى دارد . پس او ( ص ) گفت : « مگر خدا نگفته است :
فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ
؟ يعنى خدا خارهاى آن را برگرفته و به جاى هر خار يك ميوه قرار داده است ، و آن درختى است كه از ميوهء آن هفتاد و دو گونه طعام فراهم مىآيد كه هيچ يك از آنها مشابه ديگرى نيست » ، « 30 » و سعيد بن جبير گفت :
ميوهء آن بزرگتر از است . « 31 » و حرف « فى » احاطه و دوام را مىرساند ، پس آنان احاطه شدهء در ميان نعمتهايى قرار دارند كه ذكر آنها آمده است .
وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ
« و موزهايى به هم پيوسته . » يعنى موزها به صورت گروهى در كنار هم قرار گرفته ، و تنضّدت الاسنان ، يعنى دندانها به رديف در كنار يكديگر جاى دارند . « 32 » و از امام صادق ( عليه السلام ) روايت است كه گفت : « بعضى به بعض ديگر » ، « 33 » و خداى تعالى گفت :
وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ
« و خرمابنهاى بلند قامت كه شكوفههاى به هم
هامش
( 29 ) - صاحب المنجد گفته است : سدر به معنى نبق و كنار ( به زبان فارسى ) است .
( 30 ) - القرطبى ، ج 17 ، ص 207 .
( 31 ) - همان جا .
( 32 ) - المنجد ، مادهء نضد .
( 33 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 215 .