تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
كه در پايان آن مىخوانيم :
لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ
، و بنا بر اين چنين كارى از ايشان برمىآيد ، بدان شرط كه سلطان و قدرت و وسيلهء اين كار را در اختيار داشته باشيد . و قرآن بدين گونه منعكس كنندهء نظريات علمى رايج در زمان نزول خود نيست ، و اگر ساختهء بشر مىبود ، امكان نداشت كه از آثار آن نظريات در امان بماند ، چه مگر افكار انسان برخاستهء از جوّ علمى محيط بر او نيست ؟ آيا نمىبينى كه چگونه تفسيرهاى مردمان از قرآن در تحت تأثير جوهاى علمى زمان نوشته شدن آنها بوده است ، در صورتى كه بحث در آنها دربارهء كتابى جريان داشته كه هيچ نقصى به آن راه ندارد ، و هيچ كتابى را كه انسان در سراسر تاريخ تأليف كرده است نمىيابيم مگر آن كه بازتابى از سطح علمى زمان نوشتن آن است جز قرآن . / 322 آيا همين مطلب ما را به آن راهنمايى نمىكند كه آن كتاب پروردگار ما است كه باطل نه از پيش بر آن راه مىيابد ، و نه از پس از آن ؟ بدين گونه قرآن هميشه مقياس تمدن است ، و اگر با نظريه‌اى علمى ناسازگار باشد ، بدون شك قول خدا را استوار و ثابت خواهيم يافت ، و اما آن نظريه از ميان خواهد رفت .
يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا
« اى گروه جنّ و انس ! اگر توانستيد كه از اطراف آسمانها و زمين به درون رويد ، پس به درون رويد . » قرآن بدين گونه چشم داشت و توقع نهفتهء در درون نفس انسان را به طرف علم و معرفت و پيشرفت برمىانگيزد ، و با او دربارهء بادى سخن مىگويد كه در خدمت سليمان ( ع ) بود ، و اين كه او چگونه زندگى موجود در پيرامون خويش ( كوه‌ها و جنّيان و پرندگان و . . . ) را مسخر كرد و در خدمت تمدن بشرى قرار داد ، و اين تأكيدى بر آن بود كه راه در برابر او براى رسيدن به اين قلهء بلند تمدّن بشرى وجود دارد ، و طبيعة در آن هنگام كه در اين آيه ما را از امكان شكافتن فضا آگاه مىكند و برمىانگيزد ، نقشهء سفينهء فضايى را براى ما ترسيم نمىكند ، و چرا در آن سوره‌اى نازل نشده است كه با ما از لغت و زبان پرندگان با ما سخن گويد ؟ براى
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 332 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي