آن كه قرآن يك كتاب فنّاورى ( تكنولوژى ) نيست - هر اندازه هم كه به بعضى از حقايق اشارهء مستقيم كرده باشد - بلكه كتاب زندگى است كه ما را به طرف علم رهبرى مىكند ، و اعتماد به نفس در ما پديد مىآورد ، و عقلها و نيروهاى ما را در مجارى اختصاصى صحيح آنها مىاندازد ، و اما پيشرفت علمى با تحول پيدا كردن خواستهها و توقعها و حقايقى كه به حقيقت مىپيوندد از وظايف عقل بشرى است ، و اگر چنين كند سقفى براى انديشه و حدّى براى عقل و گردنهء دشوارى در برابر تطوّر و تكامل پديد آورده است ، در صورتى كه مطلوب آن است كه برنامهاى براى انديشه و انگيزهاى براى عقل و موجبى براى تطوّر و تكامل بوده باشد .
قرآن در اين جا مىخواهد ما را به طرف يك چشم داشت حضارى و تمدنى بزرگ برانگيزد كه شكافتن افقها و مسخر كردن ناحيهء گستردهترى در اين جهان فراخ است كه براى ما آفريده شده ، و قرار دادن آن در خدمت بشريت ، و براى درآمدن به آن از كلمهء ژرفى مدد مىگيرد كه از انديشههاى تمدنى مقدار فراوانى را با خود دارد ، چه ما را به لفظ « يا معشر » خطاب مىكند كه از عشرت و تعاشر است و آن گرد هم فراهم آمدنى است كه افراد آن را پيوندهاى معينى به يكديگر ارتباط مىدهد ، / 323 و بلكه اين كلمه به گستردهترين معانى تعاون اجتماعى ميان افراد آن را آشكار مىسازد ، و با اين كار قرآن فكر مهمى را در برابر چشم و ديد ما قرار مىدهد ، و آن اين كه دستاوردهاى تمدنى بزرگ ، همچون نفوذ كردن در آفاق ، ممكن نيست كه از خواسته و چشم داشت بودن به واقعيتى علمى و عملى انتقال پيدا كند ، مگر با كوشش و تلاشى گروهى كه در آن قدرتها و نيروها به تعاون با يكديگر مىپردازد ، و انديشهها به بارور كردن يكديگر مىپردازد ، و شناختها تكامل پيدا مىكند ، و ارادهها يكديگر را تقويت مىكند ، و در اين جا به ذكر بشر « الانس » اكتفاء نكرده بلكه جن و انس را با هم در معرض خطاب قرار داده است ، در صورتى كه در دو آيهء 14 و 15 كه از آفرينش سخن رفته ، انس را بر جن مقدم داشته است ، در اين جا بر عكس جن را بر انس تقدم داده ، و سبب آن است كه در آن دو آيه سخن از برترى است و انسان به سبب برتر بودن نسبت به جن بر آن تقدم يافته ، در صورتى كه در
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: احمد آرام
ص٣٣٣