حوادث ديگرى توجيه مىكردند ، پس ايشان به همان گونه باقى ماندند كه در آغاز سوره از آنان توصيف كرده
وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
« و اگر آيتى ببينند ، از آن اعراض مىكنند و مىگويند سحرى پيوسته است » . « 46 » [ 34 - 35 ] آرى ، آنان تكذيب كردند ، ولى خدا رهاشان نكرد ، و بر سر ايشان بادى آكندهء از سنگهاى خرد ( طوفان شن ) در آغاز كار فرو فرستاد ، تا آخرين هشدار و علامت براى لوط و مؤمنان همراه او به نزديكى عذاب بوده باشد ، كه شايد اين حادثه در پايان شب اتفاق افتاده باشد ، ولى عذاب حقيقى را موكول به / 249 صبح كرد كه از خانهها خارج مىشدند .
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً
« بر ايشان سنگريزه فرستاديم » .
ولى عنايت الاهى مؤمنين را حفظ كرد ، چه خدا به لوط ( ع ) فرمان داد كه همراه با مؤمنان از شهر خارج شوند و به جايى مأمون از عذاب كوچك كنند :
فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ
« پس كوچ كن با كسان خود در پارهاى از شب ، و هيچ يك از شما رويگردان نخواهد شد مگر همسرت كه به او خواهد رسيد همان كه به ايشان خواهد رسيد ، و وعدهگاه آنان صبح است ، مگر صبح نزديك نيست ؟ » ، « 47 » پس كوچ كردند ، و اين دليل بر آن است كه اين عمل با مراقبت و اشراف مستقيم خدا صورت مىگرفت و تصادفى نبود و حتى خروج ايشان به سبب بروز مقدمات طبيعى براى عذاب صورت نگرفت ، بلكه انجام آن به دستور خداوند متعال بود ، و اگر اين دستور نبود همچون ديگران در سرزمين خود باقى مىماندند ، و به همين جهت قرآن تأكيد مىكند كه خدا آنان را نجات داد .
إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ
« مگر خاندان لوط كه آنان را در هنگام سحر نجات داديم . »
هامش
( 46 ) - القمر / 2 .
( 47 ) - هود / 81 .