تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
آنچه را كه به آن ما را بيم مىدهى ، اگر از فرستادگان خدايى ، براى ما بياور » ، « 43 » و او گفت : اى قوم ! چون فردا صبح شود رنگ چهره‌هاى شما زرد خواهد بود ، و روز پس از آن سرخ مىشود ، و روز سوم سياه ، پس چون صبح شد ديدند كه رنگهاشان زرد شده است ، پس بعضى از ايشان به نزد بعضى ديگر رفتند و گفتند : ديدند كه گفتهء صالح درست بود ، و گردنكشان گفتند : ما به حرف صالح گوش نمىدهيم ، و گفتهء او را هر اندازه هم كه بزرگ باشد قبول نمىكنيم ، و چون روز دوم آمد و چهره‌ها سرخ شد ، باز بعضى نزد ديگر رفتند و سخنان ديروز را تكرار كردند و جواب شنيدند كه اگر همهء ما را هم بكشد سخن او را نخواهيم پذيرفت ، و خدايانى را كه پدرانمان مىپرستيدند ترك نخواهيم كرد ، و توبه نكردند و بازنگشتند ، پس چون روز سوم شد ، در حالى صبح كردند كه چهره‌هاشان سياه شده بود ، پس بعضى نزد بعضى ديگر رفتند و گفتند : اى قوم ! آنچه صالح گفت بر سر شما آمد ، و گردنكشان گفتند : آنچه صالح گفت به ما رسيد ، و چون شب به نيمه رسيد جبرييل نزد ايشان رفت و بر آنان بانگى زد كه از آن پرده‌هاى گوششان پاره شد ، و قلبهاشان شكافت ، و جگرهاشان دريد ، و در آن سه روز حنوط كرده و كفن پوشيده مىدانستند كه عذاب خواهد رسيد ، پس همگان در يك چشم بر هم زدن هلاك شدند ، از كوچك و بزرگ ، هيچ بانگ كننده و هيچ چيز نماند مگر اين كه خدا آن را هلاك كرد ، و چون صبح شد همه در خانه‌ها و خوابگاههاى خود مرده بودند ، و سپس خدا همراه با صيحه آتشى از آسمان فرو فرستاد كه همهء مردگان را سوزاند ، و اين بود داستان ايشان » . « 44 » اين قصه و آنها كه پيش از اين گذشت يا پس از اين خواهد آمد ، هر چند متضمن افكار و انديشه‌هاى فراوان باشد ، همه بر گرد يك انديشهء محورى مىگردد و هدف آن فهماندن و نزديك كردن معانى آنها به ذهن ما است .
هامش
( 43 ) - الأعراف / 77 . ( 44 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 185 .