وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
« و قرآن را براى ذكر و يادآورى آسان كرديم ، پس آيا كسى هست كه آن را به ياد آورد و از آن عبرت و پند بگيرد ؟ » / 248 قرآن كريم آيات و عبرتهاى خود را تكرار مىكند تا مگر از خواب نادانى و گمراهى و غفلت بيدار شويم ، ولى با وجود اين هنوز قرآن در واقعيت خود با جميع ابعاد آن براى ما بيگانه و مهجور است ، و ما هنوز از دعوت آن به وحدت و عمل و استقامت بر حق و نبرد كردن با جبت و طاغوت و پند گرفتن از بيم دادنها دوريم .
[ 33 ] با وجود اين سورهها پياپى به دنبال هم مىآيند ، و آيهاى پس از آيهء ديگر ، و مثلى پس از مثلى . و پس از آن كه قصهء ثمود تمام شد ، قرآن مثل ديگرى از عاقبت تكذيب با داستان قوم لوط براى ما مىزند كه در آن از عاقبت تكذيب به داستان قوم لوط سخن گفته مىشود ، كه از لحاظ اخلاقى گرفتار يك انحراف جنسى شده بودند ، و به جاى زنان با مردان درمىآميختند ، پس پيامبرشان ( ع ) آنان را از اين كار بر حذر داشت كه نافرمانى نسبت به خدا و سنّتهاى زندگى محسوب مىشود ، ولى آنان از سرنوشت گذشتگان عبرت نگرفتند و اندرزهاى لوط ( ع ) را نپذيرفتند ، بلكه پيوسته او را تكذيب مىكردند و در صدد آزار رساندن به او برمىآمدند ، و از بيم دادنها هيچ هراسى به خود راه نمىدادند .
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ
« قوم لوط بيم دادنها را دروغ مىپنداشتند . » گفتهاند كه از جملهء بيم داده شدگان كسانى بودند كه خواستار انجام دادن عمل منكر و زشتى با مهمانان لوط از ملائكه بودند كه نصيحت لوط را نپذيرفتند « پس جبرييل با دست خود به آنان اشاره كرد و همگان كور شدند و با دستهاى خود دنبال ديوار مىگشتند » . « 45 » ولى آن قوم پند نپذيرفتند ، بلكه بر فساد و تباهى خود اصرار مىورزيدند ، و پيوسته به تكذيب مىپرداختند ، و شايد بعضى از ايشان كور شدنشان را همچون نتيجهء
هامش
( 45 ) - بحار الانوار ، ج 18 ، ص 348 .