تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ * قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ * قالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ
« اى قوم ! دخترانم براى شما پاكترند ، پس از خدا بترسيد و در برابر مهمانانم مرا خوار مسازيد ، مگر در ميان شما يك مرد عاقل وجود ندارد ؟ * گفتند : تو مىدانى كه ما را در دختران تو حقّى نيست ، و مىدانى كه ما چه مىخواهيم * گفت : كاش زورم به شما مىرسيد ، يا مىتوانستم به پايگاهى سخت پناه برم » . « 49 » او خواست در ابتدا به اصلاح ايشان بپردازد و براى درمان انحرافشان آنان را متوجه جنس مخالف سازد ، و از گرفتارى در خصوص مهمانان نجات يابد ، و سپس آنان را به بهره گرفتن از قوه و زور تهديد كرد « پس جبرييل با صداى بلند به او گفت : اى لوط ! بگذار داخل شوند ، و چون به درون آمدند جبرييل ( ع ) با انگشت خود به آنان اشاره كرد و چشمانشان كور شد » . « 50 »
فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ
« پس ديد را از چشمانشان گرفتيم ، پس بچشيد عذاب مرا و چيزهايى را كه از آنها به شما بيم داده بودم . » گفته‌اند كه طمس گرفته شدن بينايى از چشم با وجود باقى ماندن آن به حال طبيعى در صورت است ، و به قولى كنده شدن چشم از جاى خود است ، و آنچه شايسته‌تر به نظر مىرسد از بين رفتن ديد و پنهان شدن نشانه‌هاى ظاهرى چشم است ، و در آن هنگام كه خدا عذاب بر ايشان نازل كرد ، امكان آن هست كه قدرت آنان براى احساس عذاب به منتهى درجه بالا رفته باشد تا عذاب را به بهترين صورت احساس كنند ، چه عذابى كه صاحب آن همچون عذاب آن را نچشد چه ارزشى خواهد داشت ؟ [ 38 - 40 ] اين كورى موقتى عذابى زودگذر بود ، اما عذاب شديدتر و دايمى كه با عذاب مقيم در آخرت اتصال پيدا مىكند ، اول روز به ايشان رسيد .
هامش
( 49 ) - هود / 78 تا 80 . ( 50 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 185 .