مىرسد .
[ 32 ] سرنوشت و عذاب آنان چنين بود ، و آنچه آيات براى ما تصوير كرد ، گوشههايى از آن عذاب بزرگ است كه قرآن آنها را براى بيم دادن به بشريت و يادآورى در سراسر زمان محفوظ نگاه داشته است ، و ما نمىتوانيم صيحه را كه پروردگار از غضب خود به آن تعبير كرده است ، با عقول محدود خود تصور كنيم ، و نيز نمىتوانيم در خيال خود قوم ثمود را كه در معرض عذاب قرار گرفته بودند مجسم سازيم ، مخصوصا اگر در جامعهء قرآنى نخستين ايام رسول ( ص ) مىبوديم كه انسان هنوز سلاحهاى مخرب معاصر را نساخته بود ، و به همين سبب است كه قرآن آن را با تشبيهى واقعى چنان بيان مىكند كه عقلهاى ما شايستهء تصور كردن آن باشد ، و بدوى ساكن صحرا هم بتواند آن را بفهمد ، و اين برنامهء خدا براى آسان فهم كردن كتاب مجيد خود او است .
و امام صادق ( ع ) در حكايت از داستان ايشان گفت :
« اين به سبب آن بود كه صالح را تكذيب كردند ، و خدا هيچ قومى را هرگز هلاك نمىكند مگر اين كه پيش از آن فرستادگانى را به نزد ايشان فرستاده و حجت را بر آنان تمام كرده باشد ، پس خدا صالح را به رسالت بر آنان مبعوث كرد و او آنان را به راه حق خواند و دعوت او را اجابت نكردند و نسبت به او سخت به عصيان و / 246 گردنكشى پرداختند و گفتند : به تو ايمان نمىآوريم مگر آن زمان كه از اين صخرهء سفت و سخت ماده شتر آبستن و هماههاى براى ما بيرون آورى ، و آن قطعه سنگ بزرگ ( صخره ) را بزرگ مىداشتند و مىپرستيدند ، و در آغاز هر سال در كنار آن قربانى مىكردند و گرد آن جمع مىشدند ، پس به او گفتند كه : اگر تو چنان كه گمان مىكنى پيغمبر و رسول خدايى ، از خدايت بخواه تا از اين سنگ سخت ماده شتر و هماهه آبستنى را بيرون آورد ، و خدا چنان كه مىخواستند حاجت ايشان را برآورد ، و سپس خداوند تبارك و تعالى به او وحى كرد كه : اى صالح ! به آن مردم بگو كه خدا آب يك روز اين سرزمين را مخصوص ماده شتر قرار داده و يك روز ديگر را مخصوص شما ، روزى كه آب مخصوص شتر بود ، قوم ثمود آب نداشتند و
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: احمد آرام
ص٢٤٧