تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
تبهكاريهايى كه پيش از آن مىبايستى مقدماتى فراهم شود ، فرصت را براى اهل حق فراهم مىآورد كه متصدى آن شود ، و جامعهء ثمود بر آن توانايى داشت كه پس از مشاهدهء فراهم آوردن مقدمات جريمه در نزد قدّار به مقاومت در برابر او بپردازد ، ولى او را به حال خود رها كردند ، و بدين گونه شمارش نزولى به طرف پايان كار و رسيدن عذاب آغاز شد و او فرصت كافى براى انجام دادن جرم خود را به دست آورد . و قرآن در جاى ديگر طبيعت مجرم را تصوير كرده و / 244 وضع جامعه را نشان داده و گفته است :
إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها
« در آن هنگام كه شقىترين فرد خود را برانگيخت » ، « 41 » و انسان به كارى برانگيخته نمىشود مگر اين كه نفس او به آنچه براى آن انگيخته شده تمايل داشته باشد ، و در خود و بيرون از خود مانعى براى انجام دادن آن مشاهده نكند ، و حال آن بد نهادى كه شتر را پى كرد و آن را كشت چنين بود .
فَعَقَرَ
« پس آن را پى كرد . » [ 30 - 31 ] و او و كسانى كه در پيرامون او بودند به اين مطلب توجه نكردند كه با اين عمل به مبارزهء با خدا برخاسته‌اند ، و به همين سبب عذاب بر ايشان فرود آمد ، و انسان تصور آن را نمىكند كه به سببى كه در نظر او ناچيز مىنمايد ، به چنين عاقبتى گرفتار شود ، چه قدرت آدمى براى فهم فرا گرفتن همهء ظواهر آفريدگان و عوامل آنها قدرتى محدود است ، و لذا قرآن آمده است كه انسان را از حالت شىء بودن و لهو به ارزش و جدّ برساند .
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ
« پس عذابم و بيم دادنها چگونه بود ؟ » به همان اندازه كه بيم دادن آشكار و رسا بود ، عذاب هولناك و هراس انگيز بود . و وحى واقعيت آن عذاب را بيان مىكند و مىگويد : بنا بر تصادف عذاب نرسيد ، بلكه فرستادهء از جانب خدا بود . آرى ، گاه عذاب در ضمن سنّتهاى طبيعى و اجتماعى زندگى مىرسد ، ولى سنّتها امكان ندارد كه در خلأ و دور از تدبير و
هامش
( 41 ) - الشمس / 12 .