تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
برمىانگيزد و زنده مىكند .
وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرى
« و اين كه بر عهدهء او است پديد آوردنى ديگر . » و كلمهء « عليه » اشاره به آن است كه بعث براى رسيدگى به حساب حق و پيمانى است كه خداوند متعال بر عهدهء خود گرفته است .
وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى
« و او است كه بىنياز مىكند و نگاه مىدارد . » انسان با نظر كردن به اسباب ظاهرى ثروتمندى و بىنيازى چنان تصور مىكند كه او خود سبب ثروتمند شدن خويش است ، ولى چون به دقت نظر كند ، اين را مىيابد كه ثروت او از جانب خدا و به توفيق او به وى رسيده است . پس چرا بايد به مال خود مغرور شود / 193 و با تكيه كردن بر آن بر حق تكبر ورزد ؟ بعضى مىپرسند كه : اگر كارها به دست خدا است و همه چيز به او پايان مىپذيرد ، پس سعى چه ضرورتى دارد ؟ و چرا پروردگار ما پيش از اين بيان كرد كه انسان چيزى جز دستاورد سعى خويش ندارد ؟ و شايد بعضى از مردم آياتى همچون اين آيه را دليل دست كشيدن خود از كار گرفته يا دليلى براى مذهب مردود عقلى و شرعى جبر گرفته‌اند . ولى نظرى فراگير در اين آيات جواب اين پرسشها را مىدهد ، چگونه ؟ امور به دست خدا است ، ولى خدا به حق فرمان مىدهد و آن را اجرا مىكند ، پس او است كه عدالت روان شدهء در آفرينش را تضمين مىكند ، و او است كه سعى انسان را به او بازمىگرداند ، و در برابر آن جزاى كامل به او مىدهد . و اگر اين اعتقاد وجود نمىداشت كه خدا روان شدن عدالت را تضمين مىكند ، بعضى چنان گمان مىكردند كه مىتوانند از مسئوليت سعى خود بگريزند ، يا بيم آن مىرفت كه سعى ضايع و بىحاصل شود . بنا بر اين سعى محور جزا است ، ولى چون جزا دادن به دست خدا است ، پس اين سعى تو نيست كه تو را مستقيما به آنچه مىخواهى مىرساند ، بلكه به ميانجيگرى ارادهء خدا و جزاى او چنين مىشود ، پس معادله بدين صورت درمىآيد :