گمراهان شناخته خواهند شد .
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى
« خدا داناتر است كه چه كس از راه او گم شده است و او راهيافتگان را مىشناسد . » بنا بر اين غلبه پيدا كردن گمراهان بر مؤمنان در ضمن جدال يا غلبه نكردن مؤمنان بر ايشان ، چيزى از واقع امر را تغيير نمىدهد ، پس اهل باطل اهل باطلاند ، و اهل حق اهل حق ، و سخن مردمان مقياس نيست ، بلكه حق و باطل به ذات خود مقياسند .
سپس اختلافها - بنا بر آنچه از آيه به آن پى مىبريم - در دنيا پايان نمىپذيرد ، بدان جهت كه دنيا براى اين كار آفريده نشده است ، و چنان كه خداوند متعال گفت :
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ / 172 لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ
« و اگر پروردگارت مىخواست ، مردمان را امتى يگانه مىآفريد ( ولى چنين نيست ) و پيوسته اختلاف وجود خواهد داشت » ، « 47 » و سراى ديگر محل قطع اختلاف و رسيدگى به حساب و دريافت جز است ، پس مؤمن را نرسد كه نسبت به مردمان جبّار باشد ، و اگر سلطه به دستش افتد ، به اكراه آنان را به هدايت برساند ، به همان گونه كه اگر ضعيف باشد ، شايسته نيست كه در صورت پشت كردن ايشان به حق و دعوت او خود را هلاك كند .
از كلمهء « عن سبيله » موجود در آيه چنين الهام مىگيريم كه در زندگى دنيا سنتها و قوانينى وجود دارد ، و اين راه به سوى حق است ، و خدا آن را مىداند و به حساب آن مىرسد ؛ گروهى از آن گمراه مىشوند و به طرف باطل و عذاب مىروند ، و گروهى ديگر به آن راه مىيابند و پويندگان راه حق و خوشبختى مىشوند ، و سبب آن است كه گروه نخستين اين حقيقت را انكار مىكنند ، در صورتى كه گروهى از راهيافتگان به آن ايمان مىآورند و به جستجوى آن
هامش
( 47 ) - هود / 118 .