مىيابد و در هرحال تأثيرى در وظيفهء او ندارد و وظيفهء پيامبر جز اين نيست كه رسالت خود را انجام دهد و محاسبهء افراد را به خدا واگذارد .
قرآن براى بيان اين حقيقت ( وظيفهء خطير پيغمبر ، تبليغ است و محاسبهء افراد با خداست ) در نخستين آيهء مورد بحث چنين مىفرمايد :
« وَ إنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذى نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ ؛
اگر برخى از چيزها را كه به آنان وعده مىدهيم به تو نشان دهيم ، يا تو را پيش از آن بميرانيم ( تفاوتى نمىكند ) وظيفهء تو تبليغ و بيان است و محاسبهء افراد با ماست » .
بهطور مسلم اين وعدهها مربوط به انتشار اسلام و شكست دشمنان آن بوده است . اكنون نمونههايى از اين وعدهها را ، كه در سورههاى مكى وارد شدهاند ، در اينجا منعكس مىكنيم و بايد توجه نمود اين كه پيامبر در مدينه چه وعدههايى داده است ، از هدف آيه بيرون مىباشد ؛ زيرا آيهء مورد بحث ما مكى است و طبعاً ناظر به آن دسته از وعدههاى الهى است كه در مكه وارد شدهاند :
1 . قرآن مجيد در همان آغاز دعوت عمومى با بيان رسايى ، از حفظ و حراست پيامبر از شرّ دشمنان خبر داد و فرمود :
« فَاصْدَعْ بِمَا تُؤمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ * انَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ؛ « 1 »
آيين خود را آشكارا ابلاغ كن و از گروه مشرك روى برگردان . ما تو را از شر دشمنان حفظ مىكنيم » .
2 . در همين سوره ( رعد ) پس از ذكر تشبيه بديعى دربارهء حق و باطل ، نويد قطعى داده است كه كفر و شرك بهسان كف آب محو و نابود مىشود و آيين اسلام چون آبى كه در زمين فرو مىرود ، در قلوب مردم جاى مىگيرد « 2 » .
هامش
( 1 ) . حجر ( 15 ) آيهء 94 و 95 .
( 2 ) . « فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَ أَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِى الْأَرْضِ » - رعد ( 13 ) آيهء 17 .