تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
پاسخ انتقاد دوم : قدرت تخريبى انتقاد دوم بيش از اشكال نخست است ؛ زيرا هر فردى پس از تأمل كوتاهى درمىيابد هم‌رنگى و به اصطلاح هم‌نوعى ، شرط اساسى هدايت است ، از اين رو ، پاسخ انتقاد دوم ساده نيست و تا فرد از نظر توحيد و يگانگى خدا در ذات و تدبير جهان به مرحله‌اى بالا و خاص نرسد ، نمىتواند از عهدهء حل آن برآيد . اين انتقاد گواه آن است كه مشركان موقعيت پيامبران را از نظر قدرت و توانايى درست ارزيابى نكرده بودند ؛ آنان براى پيامبران ، قدرت مطلقى قائل بودند كه هر نوع كارى بخواهند انجام دهند . آنان تصور مىكردند موقعيت خدا در جهان آفرينش ، به سان بازرگانى است كه مؤسسهء بازرگانى به وجود مىآورد ، ولى ادارهء آن را به عهده ديگران مىگذارد ؛ خدا نيز به سان آن بازرگان پس از آفريدن زمين و آسمان ، تدبير و ادارهء آن را به عهده پيامبران گذارده و آنها با اختيارات تامى كه دارند هر كارى بخواهند مىتوانند انجام دهند و به درخواست هر نوع معجزه‌اى پاسخ مثبت مىدهند . چنين انتظارى از پيامبران با جهان‌بينى مرد الهى ، كه نظام توحيد را در ذات خدا و صفات و افعال او رعايت مىكند و هيچ گاه براى خدا شريكى در مراحل سه‌گانهء ذات ، صفات و افعال قرار نمىدهد ، سازگار نيست . توحيد فرد موحد ، به مقام ذات خدا منحصر نيست كه بگويد خدا يكى است و شريك و همتا ندارد ، بلكه اصرار او بيشتر روى جهات ديگر است ؛ زيرا به زحمت مىتوان در تاريخ بشر و مكتب‌هاى مختلفى كه به يادگار مانده است اقوامى يافت كه منكر توحيد ذاتى بوده و در جهان به دو قائم بالذات ، كه هيچ ربطى به يكديگر ندارند ، قائل باشند ، بلكه هر كجا شرك و « ثنويت » و دو گانگى بوده مربوط به موضوع خالقيت و يا تدبير جهان آفرينش و لااقل تقرب و وسيله‌جويى بوده است و بس . از آن جا كه اذهان عرب جاهلى به انواع شرك آلوده بود ، انتقاد دوم بيش از
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى) — صفحة 240 | الشيخ جعفر السبحاني