عهدهدار آن باشد و مىگفتند :
« مَالِهَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَ يَمْشِى فِى الْأَسْوَاقِ ؛ « 1 »
چرا اين پيامآور ، غذا مىخورد و يا در بازار راه مىرود ( و سرانجام چرا سيماى بشرى دارد ؟ ) » .
اين اعتراض و امثال آن ، نمونهء درك و شيوهء تفكر آنان است و ديگر فكر نمىكردند نخستين پايهء هدايت ، موضوع همنوع بودن است و هر گاه بنا باشد فرشتهاى ما را هدايت كند ، ناچار بايد جامهء انسانيت بر تن كند ، تا در پرتو الفت و انس ، كه لازمهء همنوعى است ، ما را از زشتىها و بدىها باز دارد و به سوى سعادت و خوشبختى دعوت كند .
قرآن مجيد به اين حقيقت در يكى از آيات تصريح كرده و مىفرمايد :
« وَ لَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكاً لَجَعَلْنَاهُ رَجُلًا ؛ « 2 »
هر گاه براى هدايت شما فرشتهاى را تعيين كنيم بايد او را به صورت انسانى قرار دهيم » .
در جاى ديگر مىفرمايد : اگر فرشتگانى در روى زمين مستقر بودند و مىخواستيم براى آنان پيامبرى اعزام كنيم ، به حكم لزوم سنخيت بايد براى ابلاغ فرمان وحى به سوى فرشتگان ، فرشتهاى را برگزينيم و به سوى آنان بفرستيم . چنانكه مىفرمايد :
« قُلْ لَوْ كَانَ فِى الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَاعَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ مَلَكاً رَسُولًا ؛ « 3 »
بگو : هرگاه در روى زمين فرشتگانى مستقر گردند و راه بروند براى آنان از آسمان ، پيامبرى از فرشتگان اعزام مىكرديم » .
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 7 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 9 .
( 3 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 95 .