بخواهد به جنگ پيامبران ، كه با عالىترين سلاح علمى ( يعنى منطق وحى ) مجهزند ، برود در اين صورت بهرهء مردان الهى در اين درگيرى چندان چشمگير نخواهد بود ؛ زيرا هدف پيامبران نابود كردن طرف مقابل نيست ، بلكه هدايت و رهبرى آنان به سوى سعادت و خوشبختى است و جذب اين دسته به اين هدف ، بسيار كم رخ مىدهد .
دقت در آيهء مورد بحث گواهى مىدهد كه گروهى از مشركان موضوع رهبرى پيامبر اسلام را از سه جهت مورد انتقاد قرار داده و اشكالاتى به شرح زير داشتند :
1 . چرا اين پيامبر داراى همسر و فرزند است ؟
2 . چرا معجزههاى مورد نظر آنان را نمىآورد ؟
3 . در نهايت چرا شريعت و آيين و ى با آيين پيامبران پيشين تفاوت دارد ؟ و حتى گاهى حكمى را كه خود او قبلا تصديق و امضا كرده بود بعداً نسخ مىكند ؟
اين اشكالات كودكانه ، كه دهن به دهن در ميان مردم شبه جزيره مىگشت ، چرخ عظيم و پرقدرت نهضت آسمانى را ، كه به وسيلهء پيامبر اسلام به گردش در آمده بود ، از تحرك و پيشرفت باز مىداشت و رسول گرامى را بر آن مىداشت كه بنشيند و به حل اشكالات آنان بپردازد .
پاسخ انتقاد اول : آيهء مورد بحث با خلاصهگويى ويژهء قرآن ، به هر سه اشكال آنها پاسخ مىگويد و در پاسخ انتقاد نخست چنين مىفرمايد :
داشتن همسر و فرزند با منصب رهبرى از جانب خدا منافات ندارد و پيش از پيامبر اسلام انبياى گذشته نيز داراى همسر و فرزند بودند چنان كه مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجاً وَ ذُرِّيَّةً ؛
پيش از تو پيامبرانى فرستاديم و براى آنان همسران و فرزندانى قرار داديم » .
گاهى مشركان مقام رهبرى الهى را بالاتر از آن مىدانستند كه بشرى
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى) — صفحة 238
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٣٨