ما قرآن را با استوارى خاصى به تو نازل كرديم تا در ميان مردم با آن چه خدا به تو آموخته است داورى كنى » .
اين قرآن داراى دو صفت است :
1 . « حكماً » : حاكم و داور است .
2 . « عربياً » : به زبان عربى است كه زبان خود پيامبر و قوم وى كه يكى از گستردهترين و زندهترين زبانهاى جهان است .
آيين اسلام اگرچه آيين جهانى است ، ولى كتاب آسمانى آن بايد به زبانى از زبانهاى دنيا باشد چه بهتر كه به زبان خود پيامبر و منطقهاى كه پيامبر از آنجا برخاسته است باشد ؛ زيرا هر پيامبرى هرچند دعوت او وسيعتر و جهانىتر باشد نخست بايد قوم خود را ، كه او را خوب مىشناسند ، رهبرى كند ؛ زيرا تا دعوت او در منطقهاى كه پرورش يافته و در ميان گروهى كه بزرگ شده است نافذ و مؤثر نگردد ؛ ديگران به آسانى به وى ايمان نمىآورند و با خود مىگويند : اگر وى مردى پاك و وارسته بود و دعوت وى مفيد و سودمند بود چرا قوم وى از او سر بتافتند .
از اين رو ، بايد هر پيامبرى دعوت خود را از قوم خود آغاز نموده و كتاب او بايد به زبان قوم او باشد و مردم مناطق دوردست از طرق ديگران از آن بهرهمند شوند . قرآن مجيد مىفرمايد :
« وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلّا بِلِسانِ قَوْمِهِ . . . ؛ « 1 »
هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به زبان قوم خودش » .
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 4 .