مسيحيت است ، سخت ناراحت بودند و اصرار داشتند كه پيامبر اسلام از راه و روش آنان پيروى كند در صورتى كه نارواترين تمناهاى بشر اين است كه آرزو كند پيامبر معصوم و تربيتيافتهء وحى ، از كار كسانى پيروى كند كه در برابر خطا و اشتباه ، كوچكترين مصونيت ندارند . پيامبر اكرم مأمور شد در برابر احزاب مخالف ، كه قسمتى از برنامههاى پيامبر را انكار مىكردند ، « 1 » تمناى باطل آنان را با جملههاى زير پاسخ بگويد :
1 . « انَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَاللَّهَ وَ لَا اشْرِكَ بِهِ ؛ « 2 »
از طرف خدا مأمورم كه تنها او را بپرستم و براى او شريكى قرار ندهم ( در اين صورت تثليث بر خلاف چيزى است كه من بايد مردم را به آن دعوت كنم ) » .
دعوت به توحيد و يگانگى خدا ، زيربناى دعوت اسلام ، بلكه تمام اديان آسمانى است و هر نوع شرك و دوگانگى و تثليث از طرف افراد مغرض ، به آيين خدا راه يافته است از اين رو اسلام هنگامى كه مىخواهد پيروان تمام اديان آسمانى را به وحدت و اتفاق دعوت كند دعوت به يگانهپرستى و مبارزه با شرك را اساس اتحاد و اتفاق معرفى مىكند و معتقد است كه از روز نخست خدا داراى يك آيين بوده است و همهء پيامبران نيز براى تبليغ همان اعزام شدهاند و آن جز آيين توحيد و مبارزه با شرك چيزى نيست آن جا كه مىفرمايد :
« قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيئَاً وَ لايَتَّخِذَ بَعْضُنَا بعضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللَّهِ . . . ؛ « 3 »
اى اهل كتاب ، ما شما را به يك اصل مشترك دعوت مىكنيم كه غير خدا را نپرستيم كسى را انباز او قرار ندهيم و بعضى از ما بعض ديگر را به خدايى نپذيرد » .
هامش
( 1 ) . چنانكه مىفرمايد : « وَ مِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ » - آيهء 36 مورد بحث .
( 2 ) . اين جمله ناظر به انتقاد از تمناى باطل مسيحيان است كه پيامبر را به تثليث دعوت مىكردند .
( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 64 .