همكارى شريك خود آگاه گردد ، در صورتى كه چنين نيست و او به حكم « قَائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ » بر همهء موجودات ، محيط و به تنهايى مدبر است و در تدبير خود ، به چيزى نياز ندارد .
قرآن مجيد ، اين قسمت از برهان ابطال شرك را در جاى ديگر نيز يادآور شده مىفرمايد : « قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِى السَّمواتِ وَ لَافِى الْأَرْضِ . . . » « 1 » ( با شرك و دو گانه پرستى خود ، خدا را از وجود شريكى خبر مىدهيد كه او از وجود چنين شريكى براى خود در آسمان و زمين خبر ندارد ) .
3 . « أَمْ بِظَاهِرٍ مِنَ الْقَولِ » . ( يا اين كه موضوع شريك داشتن خدا يك نوع تظاهر به شيوهء نياكان و پيروى از روش آنهاست و هرگز از صميم دل ، آن را باور نداريد ) .
چنان كه در جاى ديگر نيز چنين فرموده است :
« إِنْ هِىَ إِلّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَ آبَاؤُكُمْ . . . ؛ « 2 »
اين بتها يك مشت نامهاى ( بىمسمايى ) هستند كه شما و نياكان شما اين نامها را روى آنها نهادهايد » .
خلاصهء برهان اين كه ، هر گاه شركاى خداوند همانها هستند كه نام مىبريد ، آنها بر اثر نقص و نياز بىپايان و نداشتن كوچكترين كمال ، شايستگى شريكشدن خدا را ندارند . و اگر براى خدا شركايى در زمين جز آنهاست ، خداوند از چنين شركايى خبر ندارد . و اگر هيچ كدام نيست ، ناچار شريك بودن آنها ، يك نوع اسمگذارى بىواقعيتى است كه از نياكان به شما رسيده است .
مؤلف تفسير بزرگ كشاف دربارهء عظمت اين قسمت از آيه چنين مىگويد :
عمق اين استدلال و روش اعجابانگيز آن ، با صداى بلند و رسا مىگويد كه اين آيه و امثال آنها ، سخن بشر نيست و سخن خداست « 3 » .
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 18 .
( 2 ) . نجم ( 53 ) آيهء 23 .
( 3 ) . كشاف ، ج 2 ، ص 168 .