ابطال دوگانهپرستى ، نخست بايد خداى خود را بشناسيم تا بعداً دربارهء شريك داشتن و نداشتن او سخن بگوييم : خدا از نظر قرآن وجودى است « بىنهايت در بىنهايت » و از هر جهت كه فرض كنيم حدى ندارد ؛ جايى نيست كه نباشد و زمانى نيست كه وجود نداشته باشد .
بنابراين چنين وجود نامحدودى بر همه چيز مسلط و از همه چيز آگاه است و از دانه شنى كه در يكى از بيابانهاى سوزان جا به جا شود و يا برگى كه از درختان جنگلهاى تاريك و وحشت زا بريزد و يا پديدهاى كه در دورافتادهترين كرات آسمانى پديد آيد و از افعال و كردار هر شخصى ، مطلع و آگاه است و علمى محيط و نافذ دارد . قرآن اين حقيقت را با جملهء « أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ ؛ آيا كسى كه مراقب اعمال هر فردى است ( براى خدايى شايسته است يا آنها كه به سان او نيستند ) » بيان كرده است .
ممكن است كه جمله « قَائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ » علاوه بر احاطهء علمى ، كه از آنِ خدا بر موجودات است ، اشاره به قيام و بستگى همهء موجودات به ذات خداوند باشد ؛ زيرا همهء اشيا به وجود او قائم بوده و از هر نظر به او بستگى كامل دارند و اگر يك لحظه ، ارتباط آنان با مقام ربوبى قطع گردد ، همگى فانى و نابود مىشوند و از راه تشبيه ناقص ، بايد گفت موجودات جهان ، به سان چراغهاى پرنورى هستند كه در كوچه و خيابان ، غوغايى از نور بر پا مىكنند ولى اين غوغا ، از خود آنان نيست و همگى مربوط به دستگاه مولد برق و به آن قائم است ؛ اگر يك لحظه ارتباط آنان با مركز قطع گردد ، نور آنها نابود شده و تاريكى همه جا را فرا مىگيرد . آرى ، نياز موجودات به خدا به مراتب بالاتر از ارتباط رشتههاى برق به مركز آن است .
لازمهء چنين قيام و بستگى به خدا ، اين است كه تدبير موجودات با خدا باشد .
اوست كه انسان را از نقص به كمال سوق مىدهد و اعمال او را كه صورتى از حركت و سكون است ، در صحيفهء اعمال ضبط نموده و سرانجام به پاداش و كيفر
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى) — صفحة 224
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٢٤