يَشَآءُ فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ؛ « 1 »
آيا كسى كه عمل زشت او براى او زيبا جلوه مىنمايد و آن را كردار زيبا مىپندارد ، ( مانند مرد مؤمنِ حقيقتبين و نيكوكار ) است ؟ خداوند هر كسى را بخواهد گمراه و هر كسى را بخواهد هدايت مىكند . ( براى اعراض آنان از راه حق ) حسرت مخور ، خداوند از اعمال آنها آگاه است » .
خدا نكند روزى قاضى محكمهء وجدان ، از كار بيفتد كه ديگر پليدترين اعمال ، رنگ ضرورت اجتماعى به خود مىگيرد : وقتى از ترومن پرسيدند كه ، آيا وجدان شما از اين كه دو شهر بزرگ ژاپن را با بمبهاى اتمى بمباران كرديد و نفوس بىشمارى از بيماران و كودكان و پيران و . . . را به صورت تودهء خاكستر درآورديد ناراحت شد يا نه ؟ وى در جواب گفت : نه ! چرا ؟ زيرا اين كار ضرورتى اجتماعى بود كه اگر اين كار صورت نمىگرفت جنگ ادامه پيدا مىكرد و بيش از اين تلفات مىداد و . . . .
دقت كنيد چگونه وجدان خود را فريب و به وحشيانهترين عمل ، رنگ ضرورت اجتماعى مىدهد .
مشركان ، ايمان و اعتقاد به خدا و حكومت پيامبران را مخالف مرام و اهداف مادى مىدانستند و علاقهء آنان به هوسهاى سركش و شهوترانىهاى بىقيد و شرط پردهاى در برابر بصيرت آنها به وجود آورده بود كه پرستش بت و جلوگيرى از انتشار آيين اسلام و دهها عمل ناشايست در نظر آنها ، عملى صددرصد انسانى و مطابق قانون عدل و انصاف و اصول اجتماعى جلوه كرده بود .
آنان در حقيقت ، در باطن مىخواستند براى رسيدن به اهداف زودگذر دنيوى از زير بار تكاليف شانه خالى كنند . لذا در آيهء مورد بحث مىفرمايد : « بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ وَ صدُّوا عَنِ السَّبِيلِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَالَهُ مِنْ هَادٍ » .
در بحثهاى پيش ياد آور شديم كه هدايت و يا گمراه ساختن خدا بىملاك
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 8 .