زُلْفى . . . ؛ « 1 »
آنانكه جز خدا اوليايى براى خود قرار دادهاند ( و مىگويند : ) ما آنها را براى آن مىپرستيم كه ما را به طور كامل به سوى خدا نزديك سازند » .
اين گروه دربارهء بتها جز انديشهء شفاعت فكر ديگرى نداشتند ، نه تنها آنها را خالق نمىشمردند حتى اداره و تدبير جهان آفرينش را نيز از آنِ آنها نمىدانستند . عقيدهء اين گروه در آيهء ديگر نيز بهطور صريح گفته شده است و خداوند به پيامبر مىفرمايد كه هر گاه از اين گروه در مورد ادارهء جهان آفرينش بپرسى آنان بىدرنگ خواهند گفت كه تدبير جهان خلقت از آن خداست . آن جا كه مىفرمايد :
« وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَّنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَآءِ مَاءً فَأَحْيَابِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ . . . ؛ « 2 »
هر گاه از آنان بپرسى كه چه كسى باران را از آسمان فرود آورد كه در پرتو آن زمينهاى مرده را زنده كرد ؟ مىگويند : خدا » .
ناگفته پيداست نزول باران و زنده كردن زمينها بخشى از تدبير جهان خلقت است .
گروه ديگر از بتپرستان نه تنها بتان را شفيع و وسيلهء تقرب مىدانستند ، بلكه معتقد بودند تدبير جهان خلقت و اصلاح امور آفرينش به دست آنها سپرده شده است و آنها به عقيدهء بتپرستان موظف به تدبير اوضاع جهان و اصلاح امور بودند و روى اين اساس در برابر آنان گريه و زارى نموده حوايج و نيازمندىهاى خود را به آنها مىگفتند و با الحاح و اصرار شديدى از آنان مىطلبيدند كه نيازمندىهاى آنها را بر طرف سازند .
آنان همان گروهى بودند كه بتان را « رب » و مدبر و مصلح جهان مىپنداشتند
هامش
( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 3 .
( 2 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 63 .