بتپرستى چرا ؟
16 . « قُلْ مَنْ رَّبُّ « 1 » السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قُلِاللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَولِيَاءَ لايَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لاضَرّاً قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِى الظُّلُمَاتُ وَ النُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَىْءٍ وُ هُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ؛
بگو : صاحب آسمانها و زمين كيست ؟ بگو : خدا . بگو : آيا ( با اين حال ، شايسته است ) كه جز او اوليايى كه اختيار سود و زيان خود را ندارند ، براى خود قرار دهيد ؟
بگو : آيا نابينا و بينا يكسان است ؟ آيا تاريكى و روشنى برابر است ؟ يا اينكه آنها را
هامش
( 1 ) . لفظ رب بر خلاف آنچه برخى تصور مىنمايند به معناى مربى و تربيت كننده و پرورش دهندهنيست ؛ زيرا اين لفظ به اصطلاح علم صرف « مضاعف » ، و ريشهء آن « رب ب » است و از « ربى » - كه ناقصيايى است - گرفته نشده تا به معناى مربى و پرورش دهنده باشد .
همچنين معناى آن خالق و آفريننده نيست ؛ زيرا در قرآن كريم لفظ « رب » در مقابل « خلق » قرار گرفته است چنان كه مىفرمايد : « . . . بَل رَبُّكُمْ رَبُّ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ الَّذِى فَطَرَهُنَّ . . . » . انبياء ( 21 ) آيهء 56 .
همانطور كه ملاحظه مىفرماييد در اين آيه لفظ « رب » در برابر « فطر » كه به معناى « خلق » است قرار گرفته است .
با مراجعه به كتب لغت ، مانند معجم مقاييساللغة و موارد استعمال اين لفظ ، چون رب البيت ، ربالمال ، روشن مىشود كه معناى رب همان صاحب است نه هر صاحبى ، بلكه اختياردارى كه به اصلاح مربوب خود قيام كند و بپردازد . و اگر به خداوند جهان « رب العالمين » گفته مىشود ، مقصود اين است كه خداوند صاحب جهانيان است كه تدبير امور و اصلاح وضع آنان بر عهدهء اوست .