خلاصهء جملههاى پيشين ، يعنى جملههاى « فَلَمّا زاغُوا » ، « ثُمَّ انْصَرَفُوا » ، « فَبِما نَقْضِهِمْ » ، حاكى است كه جملههاى بعدى ، كه به خدا نسبت داده شده ، فقط جنبهء كيفرى داشته و ثمرهء اعمال خود آنان است . ولى بايد به اين نكته توجه نمود ، منظور از متمايل ساختن قلوب آنان به گناه اين است كه ، خدا توفيق خود را از آنان قطع مىكند ؛ زيرا لطف الهى شامل افرادى مىشود كه آمادهء هدايت و اخذ فيض باشند و افرادى كه غرق گناه و معصيت هستند كوچكترين آمادگى براى چنين مواهب معنويى ندارند .
مقصود از قلب در آيات چيست ؟
منظور از قلب در اين آيات و مشابه آن ، قلب صنوبرى ، كه وظيفهاى جز رساندن خون به تمام بدن ندارد ، نيست ، بلكه همانطور كه كتابهاى لغت عربى متذكرند ، يكى از معانى قلب ، عقل و روح است و شايد در ابتدا استعمال اين لفظ درعقل و روح مجاز بود ، ولى بعدها بر اثر استعمال زياد ، به صورت يكى از استعمالهاى رايج در آمده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . براى آگاهى از معناى « قلب » و « فؤاد » در قرآن ر . ك : منشور جاويد قرآن ، ص 295 - 309 .