چهارم هجرت كه نيروى نظامى اسلام بر تمام اطراف شبهجزيره تسلط نداشت و قسمتى از شبهجزيرهء عربستان در دست مشركان قرار داشت ، چهل تن از مبلغان اسلام در منطقهء « بئر معونه » به دست مشركان كشته شدند . « 1 » بار ديگر شش تن از معلمان قرآن ، كه براى تبليغ اسلام به اطراف مدينه اعزام شده بودند ، به صورت دلخراشى اعدام گرديدند .
از اين دو حادثهء تاريخى و دهها نظير آن ، مىتوان نتيجه گرفت كه ، تاموانع و مزاحمها از سر راه تبليغ اسلام برداشته نشوند هيچگونه تبليغى به نتيجه نمىرسد .
ولى اگر محيط با قدرتى نظامى آزاد شود در اين صورت كسانى كه تحت تأثير تبليغات اسلام قرار مىگيرند ، مىتوانند بدون واهمه وترس به آيين اسلام بگروند .
چنان كه گروهى كه مايل به گرايش به اين آيين نباشند مىتوانند تحت شرايطى كه در كتاب « جهاد » بيان شده است به يكى از شرايع آسمانى گرويده و متدين به آنها شوند . اين جاست كه مفاد آيهء « لاإِكْراهَ فِى الدِّينِ » كه در يك محيط كاملاً آزاد نازل گرديده ، تجلى نموده و روشن مىشود اسلام براى گرايش به آن ، هرگز اعمال قدرت نكرده است .
مىگويند : « حقيقت دست و پا دارد ، و هرگزاحتياج ندارد ، كه قدرت نظامى از آن حمايت كند » . البته سخن درستى است ، ولى با يك شرط و آن اينكه ، محيط از هر نوع عوامل منفى ومخرب خالى و آزاد باشد و در غير اين صورت ، هر نوع حقيقت در نطفه خفه مىگردد .
اگر گفتار مزبور درهر موقعيتى صحيح باشد ، بايد همهء مردم در برابر مناديان حقيقت « لبيك » گويند ، در صورتى كه تاريخ زندگانى بشر
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 169 - 184 .