بر خلاف اين گواهى مىدهد .
4 . آيا جهاد ، قانونى دايمى است ؟ !
آيا قانون جهاد مخصوص عصر رسالت است ؟ و ديگر فريضه اى به نام جهاد نداريم يا اين كه اين اصل حياتى كه در حقيقت مبارزهء موجودى زنده با عوامل نابود كنندهء آن مىباشد ، در تمام اعصار به صورت فريضهاى ثابت ، از طرف قرآن به جامعهء مسلمانان عرضه شده است ؟ !
آيا گفتهء قرآن : « خداوند كسانى را دوست مى دارد كه در راه او صف واحدى به سان بنيان محكم و به هم پيوسته جهاد مىكنند » مربوط به مسلمانان صدر اسلام است يا اين تعاليم عالى اسلام ، كه ضامن بقاى هر نوع نهضت و انقلاب ايدئولوژيكى است ، مربوط به تمام اعصار بوده و بايد مسلمانان جهان در هر منطقه وعصرى ، در برابر عوامل مخرب در صف واحدى قرار گيرند و با هر عاملى كه كيان و استقلال و عظمت اسلام را تهديد مىكند و يا در راه گسترش وتبليغ اسلام ، ايجاد مزاحمت مىنمايد ، سرسختانه مبازره نمايند .
اسلام براى دو اصل اساسى سعادت ( خدا پرستى ، استقرار حكومت الهى ) قانون جهاد را تشريع نمود و مسلمانان صدر اسلام را موظف ساخت ، كه كوششهاى جانى و مالى خود را در راه توسعه و حفظ اين دو اصل بسيج كنند .
ولى نقطهء قابل توجه اين جاست كه اسلام نه تنها خواهان بقا و برقرارى اين دو اصل در عصر رسالت و يا پس از آن بوده است ، بلكه از آن جا كه پيوسته خواهان رهايى بشر از چنگال بتپرستى و مظالم حكومتهاى غير الهى است ، عموم مسلمانان را در هر نقطه وزمانى مأمور نموده كه در راه حفظ اسلام ، از بذل هر نوع كوشش دريغ نكنند و