ز ) « لَوْ أَنْزَلْنا هذَا القُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْك الأَمْثالُ « 1 » نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » ؛ « 2 »
اگر اين قرآن را بر كوهى نازل كرده بوديم ، آن را از ترس خدا فروتن و شكافته شده مىديدى . اين توصيف را براى مردم مىآوريم تا بينديشند .
اگر هر نوع پيشداورى را دربارهء آيات قرآن كنار بگذاريم ، بايد بگوييم كوه داراى چنين شايستگى است كه اگر مورد خطاب خدا قرار گيرد ، براثر آگاهى از عظمت خطاب ، شكافته و پراكنده مىشود ، از برخى از آيات به طور اشاره ، وجود چنين آگاهى استفاده مىشود . آن جا كه مىفرمايد :
ح ) « وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الجِبالُ » ؛ « 3 »
نزديك است كه از حيلهء آنان ، كوهها از جاى خود كنده شوند .
ط ) « تَكادُ السَّمواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الأَرضُ وَتَخِرُّ الجِبالُ هَدّاً » ؛ « 4 »
نزديك است كه آسمانها از هول آن فرو ريزد و زمين بشكافد و كوهها در هم كوبيده شود .
اگر به راستى در كوهها شايستگى آگاهى از اوضاع خارج از خود نبود چنين سخنى در مورد آنها دور از بلاغت بود و آن گاه ناچار بوديم براى آيه معناى مجازى از قبيل مبالغه و تمثيل فرض كنيم ، هم چنان كه برخى ازمفسران در اين مورد مرتكب چنين كارى شدهاند .
آيات مربوط به روز رستاخيز ، پرده از روى چنين آگاهى برمىدارد ؛
هامش
( 1 ) . لفظ « امثال » در اين آيه و آيات مشابه آن ، مانند « أُنْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثالَ » ( اسراء ( 17 ) آيهء 48 ) به معناى توصيف و بيان است و هرگز مقصود « مَثَل » مصطلح نيست .
( 2 ) . حشر ( 59 ) آيهء 21 .
( 3 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 46 .
( 4 ) . مريم ( 19 ) آيهء 90 .