و بى عقل در برابرعظمت حق ابراز تذلل و كوچكى مىنمايد .
مقصود از سجود موجودات چيست ؟
سجدهء انسان معمولاً با گذاردن اعضايى از آن جمله پيشانى و احياناً چانه « 1 » بر زمين انجام مىگيرد . اين هيأت ظاهرى سجده است ولى روح آن ، همان ابراز تذلل و فروتنى در برابر معبود است .
در اين جا اين مسأله مطرح مىشود كه آيا در تحقق سجده - كه هدف از آن ، كمال خضوع است - لازم است كه هيأت خاصى وجود داشته باشد و بدون تحقق آن ، نمىتوان اين لفظ را به كار برد يا اين كه ملاك و ميزان آن ، ابراز خضوع و فروتنى است و در هر كجا اين امر محقق شود ، مىتوانيم لفظ سجده را به كار ببريم ، هرچند همان هيأت خاص ، وجود نداشته باشد و اگرهم به آن هيأت خاص سجده مىگوييم ، از اين نظر است كه يك چنين هيأت در نظر مردم حاكى از غايت تواضع و خضوع است و در حقيقت طريقى براى اظهار كوچكى و فروتنى است .
قرآن در اين مورد ، راه دوم را انتخاب مىكند و هر نوع تذلل و كوچكى را كه به هر صورتى تحقق پذيرد ، سجده مىنامد و روش عرف و عقل نيز در نامگذارى و به كار بردن الفاظ همين است ؛ مثلاً روزى لفظ چراغ در چراغهاى محقرى به كار مىرفت كه براى خود شكل و وضع خاصى داشت و از هيچ نظر قابل مقايسه با چراغهاى پرفروغ امروز نبود ، ولى چون خاصيت و اثر همان چراغهاى ديرينه در چراغهاى امروز ،
هامش
( 1 ) . قرآن به اين عضو در اين آيه اشاره مىكند : « . . . إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا العِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلأَذقانِ سُجَّداً » ؛ افراد دانشمند از پيشينيان هر موقع ( آيات خدا ) بر آنها خوانده شود به روى زمين مىافتند ، در حالى كه چانههاى خود را بر زمين مىگذاردند » . اسراء ( 17 ) آيهء 107 .