احكام الهى است كه عالىترين سند براى دادرسان مىباشد و در حقيقت خرد ، رسول باطنى استكه از طرف خدا به مردم عطا شده است و از آن جا كه عقل شريفترين موهبت خدا به بندگان خود است در بيان آفرينش آن ، لفظ « أنزلنا » به كار برده تا حاكى از شرافت و عظمت باشد .
ممكن است مقصود از « ميزان » قوانين و شرايع آسمانى باشد كه خود آنها بر اثر استحكام و استوارى خاصى كه دارند مىتوانند ميزان تشخيص حق و باطل باشند و از آن جا كه « ميزان » در مقابل « كتاب » قرار گرفته است ، ناچار بايد گفت مقصود ، آن قسمت از شرايع است كه از طريق سخنان حكيمانهء پيامبران كه سندى جز وحى ندارند وارد شده است . اين دو معنا دربارهء « ميزان » در آيهء زير نيز جارى است :
« اللَّهُ الَّذِى أَنْزَلَ الكِتابَ بِالحَقِّ وَالْمِيزانَ وَما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السّاعَةَ قَرِيبٌ » ؛ « 1 »
خداوندى كه قرآن را از روى حقيقت و صدق و « ميزان » نازل كرد و تو نمىدانى شايد رستاخيز نزديك باشد .
و در هر حال ، كتاب و ميزان به هر دو معنا ( عقل و قوانين ) « 2 » دومين ركن عدل هستند كه امروز آن را قوهء مقننه مىنامند و قانونگذارى در اديان فقط و فقط در انحصار خداست .
نكتهء قابل توجه در آيه اين است كه ، « كتاب و ميزان » هر دو ، در آيه به لفظ مفرد آمدهاند ، در صورتى كه كتابها و شرايع بيش از يكى هستند .
هامش
( 1 ) . . شورى ( 42 ) آيهء 17 .
( 2 ) . . در گذشته تذكر داديم كه عقل نيز مىتواند در بسيارى از احكام ، الهام بخش باشد به طورى كه دادرسان الهى بر آن تكيه كنند .